مبحث چهارم در بيان طايفهء ششم از مستحقّين زكات كه قرضدارانند
بدان كه يكى ديگر از مصاديق زكات دادن ، به كسانى است كه قرضدار باشند .
پس مىتوان از زكات به قدرى زكات به ايشان داد كه قرض خود را به آن ادا كنند ، و ليكن شرط است در دادن زكات به آنها به دو شرط :
اول : آنكه خود متمكّن از ادا كردن قرض نباشند . پس هرگاه خود توانند كه قرض خود را بالفعل ادا كنند ، نمىتوان قرض ايشان را از زكات ادا كرد . و هرگاه بعضى از قرض را توانند خود بدهند و بعضى را نتوانند ، همان قدر را كه نمىتوانند بدهند ، از زكات مىتوان داد .
و هرگاه كسى قرضى داشته باشد و تواند ادا كند ، امّا هرگاه ادا كند فقير شود و قوت ساليانهء او تمام شود ، اظهر آن است كه بايد خود قرض خود را بدهد و بعد از فقير شدن زكات بگيرد . و هرگاه كسى قرضى داشته باشد كه بالفعل بايد بدهد و در آن وقت هيچ نوع متمكّن از ادا كردن نباشد ، امّا صاحب كسب باشد و به مرور ايّام به تدريج تواند آن را بدهد ، يا مالى داشته باشد و بالفعل دسترسى به آن را نداشته باشد ، ظاهر آن است كه توان از زكات در آن وقت به او داد كه قرض خود را ادا كند .
دويم : آنكه آنچه را قرض كردهاند صرف در معصيت خدا نكرده باشند . پس هرگاه قرض كرده باشند و صرف معصيت كرده باشند ، نمىتوان قرض ايشان را از