تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
پس هر شخص كه بالغ و عاقل باشد و به يكى از اين سه صيغه نمازى را بر خود واجب كند ، بايد آن را به جا آورد . و اقوى و مشهور آن است كه وقتى نذر يا عهد يا قسم لازم مىشود كه به صيغهء عربى باشد ، به نحو مذكور . مثل اين كه در صيغه نذر نماز بگويد : « للّه علىّ أن أصلّي كذا » . و در عهد بگويد : « عاهدت اللّه أن أصلّي كذا » و در قسم بگويد : « و اللّه أصلّي كذا » ؛ پس اگر اين صيغه‌هاى مخصوصه را نگويد و در دل خود نذر كند ، يا به فارسى نذر كند ، مثل اين كه بگويد : « از براى خداست بر من كه چهار ركعت نماز بگذارم » ، بنابر مشهور و اقوى وفاى به آن نذر لازم نيست ، و اگر چه احوط و اولى آن است كه به آن وفا كند . و بدان كه نذر و عهد بر دو قسم است : يكى نذر و عهد مطلق - هم چنان كه مذكور شد - و ديگرى معلّق به شرط ؛ مثل اين كه نذر كند كه اگر مريض او شفا يابد يا مسافر او بيايد ، ده ركعت نماز بگذارد و صيغه را به اين طريق جارى سازد كه « إن شفى اللّه مريضى أو قدم مسافرى للّه عليّ أن أصلّي كذا » . حق و مشهور آن است كه هر دو قسم از نذر و عهد ، صحيح است و وفا به آن لازم است . و بعضى « 1 » بر آن‌اند كه نذرى كه صحيح است و وفاى به آن لازم است ، قسم دوم است نه اول . و اين ضعيف است . و مىبايد شرطى كه نذر نماز را بر آن معلّق مىسازد متضمن معصيت نباشد . پس اگر بگويد كه : اگر مرا ميسر شود كه شراب بخورم يا فلان مسلمان را بكشم يا بر فلان فعل حرام ظفر يابم ، « للّه عليّ أن أصلّي كذا » ، نذر او باطل است و بر او نمازى واجب نمىشود ؛ مگر اين كه قصد او از اين صيغه ، زجر نفس و بازداشتن خود باشد از افعال مذكوره كه در اين صورت ، نذر او منعقد مىشود و اگر مباشر يكى از افعال مذكوره شود ، بايد آن نماز را به جا آورد .
هامش
( 1 ) . الانتصار : 163 ؛ غنية النزوع 1 : 391 .