تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧

مسألهء اولى : [ تعريف صلح ]

بدان كه صلح عقدى است لازم كه شارع مقدّس قرار داده است از براى رفع نزاع « 1 » و خصومت در ميان مسلمانان . و صيغه را اگر فارسى بگويند بايد يكى از آن دو نفرى كه با هم مصالحه مىكنند بگويد به ديگرى كه : « فلان دعوايى كه با تو داشتم مصالحه كردم با تو به فلان مبلغ كه از تو بگيرم » و ديگرى مىگويد : « قبول كردم » . و اين در صورتى است كه آن شخصى كه صيغهء ايجاب را مىگويد دعوايى داشته باشد . و اگر آنكه صيغهء ايجاب را مىگويد دعوايى نداشته باشد ، بايد بگويد به ديگرى كه : « فلان دعوايى كه تو با من دارى مصالحه كردم به فلان مبلغ كه به تو بدهم » . و اگر صيغه را عربى بگويند ، بايد يك كدام بگويند به ديگرى : « صالحتك على النهج المذكور » ؛ يعنى : مصالحه كردم با تو بر نهجى كه مذكور شد در ميان من و تو ، و ديگرى بگويد : « قبلت » . و آن دو نفرى كه با يكديگر مصالحه مىكنند جايز است كه هر يك صيغهء ايجاب را بگويند و ديگرى صيغه قبول را ؛ يعنى جايز است كه مدّعى صيغهء ايجاب را بگويد و مدّعى عليه صيغهء قبول را . و جايز است كه مدّعى عليه صيغهء ايجاب را بگويد و
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، حائرى : اقوى صحّت صلح است در غير مقام نزاع نيز ، مثل صلح در مقام بيع و اجاره و هبه و ابراء و نحو اينها . پس آن عقدى است برأسه كه مفيد است فائدهء مذكورات را و لازم است مطلقا .