فصل اول در تعريف حواله و در شروطى كه متعلّق به اوست
و در اين فصل يازده مسأله است .
مسألهء اولى : بدان كه حواله عبارت است از : منتقل شدن مالى از ذمّهء شخصى به ذمّهء شخصى ديگر .
مثلا هرگاه مبلغى از مال زيد بر ذمّه عمرو باشد و زيد مستحق باشد كه آن مال را از عمرو بگيرد ، پس هرگاه آن مالى را كه زيد از او مىخواهد حواله كند كه بكر به زيد بدهد ، آن مال از ذمّهء عمرو منتقل به ذمّهء بكر شده است . پس معلوم شد كه حواله عبارت است از انتقال مذكور و شخص حوالهكننده را محيل مىگويند و آنكه قبول حواله را مىكند كه وجهى كه حواله شده است بگيرد او را محتال مىگويند و آنكه حواله به او شده است و قبول كرده است كه وجه را بدهد او را محال عليه مىگويند .
مثلا هرگاه زيد عمرو را حواله كند به بكر كه وجهى كه عمرو از زيد مىخواهد از بكر بگيرد ، در اين صورت زيد را « محيل » مىگويند و عمرو را « محتال » و بكر را « محال عليه » مىگويند . و اللّه يعلم .
مسألهء دوم : صيغهء حواله را بايد محيل و محتال بگويند ؛
يعنى ايجاب را محيل بايد بگويد و قبول را بايد محتال بگويد و محال عليه نبايد صيغه بگويد .