فصل اول در تعريف وكالت و در صيغهء او و آنچه متعلّق است به صيغه
و در اين فصل هفت مسأله است .
مسألهء اولى : بدان كه وكالت عبارت است از : نايب گردانيدن شخصى ديگرى را در اينكه آن نايب به نحوى از انحاء ، تصرّف در مال او بكند
« 1 » . و شخص نايب را وكيل مىگويند و آنكه تعيين وكيل مىكند او را موكّل مىگويند .
مسألهء دوم : لا بدّ است كه در وكالت صيغه گفته شود
« 2 » . و صيغه را اگر عربى بگويند بايد موكّل بگويد به وكيل : « وكّلتك » ؛ يعنى : « تو را وكيل گردانيدم » و وكيل بايد بگويد : « قبلت » . و اگر صيغه را فارسى بگويند ، بايد موكّل بگويد : « من تو را وكيل كردم » ، يا « نايب گردانيدم » و وكيل بايد بگويد : « قبول كردم » .
و ضرور نيست كه وكيل صيغهء قبول را بعد از ايجاب بلافاصله بگويد ، بلكه اگر بعد از مدّتى هم بگويد ، صحيح است .
هامش
( 1 ) . طباطبايى : يا در بدن او يا در بدن مولّى عليه ، مثل اينكه او را وكيل كند در اينكه او را اجير غير كند .
( 2 ) . طباطبايى : وكالت به فعلى كه دالّ باشد نيز محقّق مىشود .