درخور شنيدن نيست .
«
وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ
و « راعنا » به لغت خويش زيان مىگردانند و به دين اسلام طعنه مىزنند . » كلامشان و عذر خواستنشان از خاستگاه توبه نيست بلكه از خاستگاه نفاق است و بىارج شمردن قرارات و مخالفت با آنها و در نتيجه طعنه در دين و اصول آن .
مصلحت آنان را شايستهتر آنكه از خدا اطاعت كنند تا چون دنيا آنان را فريب داد و از طاعت حق بازداشت بار ديگر توبه كنند و بر خود مقرر دارند كه از اين پس راه عصيان در پيش نگيرند .
«
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا
- اگر مىگفتند كه شنيديم و اطاعت كرديم و « انظرنا » برايشان بهتر و به صوابتر بود . » يعنى مىطلبيدند كه به عذرهايشان گوش دهند و مهلت مىطلبيدند تا در آينده بر طبق روش حق قدم بردارند . «
لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ
- در چنين صورتى براى نظم زندگىشان بهتر بود . » ( اقوم در آيه از قيام گرفته شده يعنى چيزى كه شىء بدان قائم است ) .
اينك سؤالى باقى مىماند : چرا اينان با اوامر خدا مخالفت مىورزند ؟
جواب اين است كه اينان در واقع به خدا كافرند و به دروغ اظهار ايمان مىكنند و خداوند كافران را از درگاه خود مىراند .
«
وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
- ولى خداوند آنان را به سبب كفرشان لعنت كرده و جز اندكى ايمان نمىآورند . »
/ 93
سرانجام خائنان چيست ؟
[ 47 ] سرنوشتى كه اين خائنان انتظارش را مىكشند اين است كه اعتماد مردم را از دست مىدهند . چهرهء انسانىشان محو مىشود و به گونهاى مسخ مىشوند كه شناخته نمىشوند و به زمانى بازمىگردند كه هنوز هيچ نياموخته بودند و گويى