هدف تقوى عمل صالح است ولى عمل صالح بايد با ايمان همراه باشد .
ايمان پيش از عمل صالح و بعد از عمل صالح . پيش از آن تا انسان را به اختيار عمل صالح وادارد و بعد از آن ، زيرا عمل صالح ايمان را استوارى مىبخشد و پاى بر جا مىسازدش . از اينجا ايمان هدف تقوى است . از اين روست كه پروردگار ما مىفرمايد :
«
إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
- هر گاه پرهيزگارى كنيد و ايمان بياوريد . » تقوى ( يعنى احساس مسئوليت ) به عمل صالح دعوت مىكند و در همان وقت به سطح تازه و مرتفعى از سطوح ايمان فرا مىخواند .
اين سطح همان احسان به مردم است . از اين رو احسان به منزلهء نتيجهء تقوى است در اين آيه :
«
ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
- باز هم پرهيزگارى كنند و نيكى كه خدا نيكوكاران را دوست دارد . » بدين گونه مؤمن يك يك مراحل آتيه را مىپيمايد :
1 - تقوى به هدف عمل صالح .
/ 460 2 - تقوى به هدف تقويت ايمان .
3 - تقوى به هدف احسان به مردم .
بطور كلى ، طعام به منزلهء سوخت مادى انسان است براى قيام به اين مراحل هم چنان كه تقوى سوخت معنوى اوست .
ميان طعام در مفهوم توحيدى كه تحت سيطرهء تقوى است و به هدف تحمل مسئوليت و احسان با طعام در مفهوم شيطانى آن كه ضد تقوى است و ضد تحمل مسئوليت است فرق بزرگى است .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 94 تا 96 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ