آن برخوردارند ، نشوند . زيرا اين زندگى خوش و امن به سبب گناهانى كه مرتكب مىشوند به جهنم تبديل مىشود . / 396 پس بايد خود را از متأثر شدن از آن تقليد افكار و عاداتشان نيك نگهدارند .
«
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ
- و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مىخواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند . »
صادر كردن اسلام
[ 50 ] امت اسلامى كوشد تا برنامهء خود را و آيين خود را به عنوان يك برنامه و آيين تكامل يافته به اكناف جهان صادر نمايد . براى صدور اين آيين ، نيازى به افروختن آتش جنگ و ستيز نيست زيرا اين برنامه و آيين خود به گونهاى است كه چون نيك ارائه شود بر هر برنامه و آيين ديگر پيروزى خواهد يافت . ولى اين امر زمانى ميسر است كه فرزندان امت اسلامى را از متأثر شدن به افكار و برنامههاى ديگران كه صبغهء جاهليت دارند ، دور نگهدارند . بايد امت اسلامى بداند آنچه اجانب به او عرضه مىدارند يك آيين جاهلى است و گنده است و مدتها امتحان خود را داده است و محال است مسلمانان بدان گوش فرا دهند .
«
أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ
- آيا حكم جاهليت را مىجويند . » يعنى طالب جاهليت هستند و جاهليت هر حكمى است كه اصول آن بر پايههاى استوار علم نباشد و علم به نوبهء خود از يكى از اين دو سرچشمه مىتراود :
عقل و وحى .
«
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
- براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است . » يعنى براى مردمى كه به پايمردى علم به درجهء يقين رسيدهاند ، و اين فراترين درجات علم به حقيقت است . گاه ممكن است علم باشد ولى يقين نباشد و يقين عبارت از اين است كه تو بدون دواعى و انگيزههاى شهوت و غضب دلت به