اين قربانيها در راه خدا بود .
«
فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ
- از يكيشان پذيرفته آمد و از ديگرى پذيرفته نشد . گفت : تو را مىكشم . » انگيزهاى كه قابيل را به ارتكاب اولين جريمهء قتل در تاريخ بشر وادار كرد ، / 353 انگيزهء حسد بود . حسد غريزهء حرص بر تفوّق و برترىجويى است .
افراد بشر مىتوانند ، بى آن كه نيازى به قتال داشته باشند خيرات زمين را ميان خود تقسيم كنند . زيرا خداوند ضروريات زندگى بشر را به فراوانى فراهم ساخته و در تحصيل آنها به كشاكش با ديگر افراد نيازمند نيست .
ولى جنگها در اثر جوشش و طغيان غريزهء برترىجويى كه يك غريزهء شيطانى است و بايد بر آن لگام زد و محدودش ساخت پديد مىآيد .
قابيل بر خلاف عقيدهء داروينىها برادرش را براى تنازع بقا نكشت و نه به خاطر دختر زيباتر آن سان كه مكتب فرويد مىگويد و نه به سبب سوء تربيت يا فشار اجتماع يا مبارزهء طبقاتى يا غير آن ، بدان گونه كه مذاهب مختلف اجتماعى عقيده دارند ، نه ، او برادر خود را به انگيزه عشق به برترىجويى و حسد به قتل آورد . اگر بشريت بر غريزهء استعلاء در وجود خويش غلبه يابد زندگىاش در صلح سپرى خواهد شد و جنگ ريشهكن مىشود .
موضع هابيل در برابر تهديدات برادرش موضع مسالمتجويانه بود :
«
قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
- گفت : خدا قربانى پرهيزگاران را مىپذيرد . »
دو عبرت
نخست آن كه : بسيارى از جنگها به سبب ترس از تجاوز دشمن برپا مىشود . مثلا : يك دولت از تجاوز كشور همسايهاش مىترسد و به تهيه و خريد سلاح مىپردازد . چون كشور همسايه از اين كار آگاه مىشود دچار وحشت مىشود و او نيز به نوبهء خود بسيج سلاح مىكند . آن گاه يكى از آن دو مىترسد كه ديگرى در