كه پيش مىآمد الغاء كنند . آرى اين دين ، نورى است كه راه آدميان را براى رسيدن به خداى روشن مىسازد و خردشان را برمىانگيزد و ضميرشان را تابناك مىسازد .
اين دين را كتابى است روشنگر كه در آن برنامهاى است واضح و آشكار .
اين برنامه انسانهايى را كه سالها در كوچههاى پيچ در پيچ زندگى گمراه و سرگشته بودهاند و عاقبتى جز هلاكت نداشتهاند به سر منزل مقصود مىرساند .
مسيحيان به سبب سخنى كه دربارهء عيسى مىگفتند كافر شدند . مىگفتند كه عيسى خداست . و يهوديان مشرك شدند زيرا مىگفتند كه ما فرزندان خدا هستيم .
در چنين وضعى تنها براى آدميان يك دين پاكيزه از آلودگيهاى كفر و شرك وجود داشت / 334 و آن دين اسلام است .
مسيح ، بندهاى است از بندگان خدا و يهوديان نيز مردمى هستند چون ديگر مردمان .
اما ذات احديت آفريدگار آسمانها و زمين است . هرگز به عقل درنمىآيد كه در پيكر مسيح جاى گيرد ، هم چنان كه به عقل درنمىآيد كه يهوديان را به فرزندى برگزيند . آرى ، خداى از آنچه اين ستمكاران مىگويند بسيار برتر است .
شرح آيات :
دين خدا ميان تجديد و تكامل
[ 15 ] آيين اسلام مجدد آيين پيامبران پيشين و مكمل آنها بود . مجدّد بود زيرا اهل كتاب را خدا امين شمرد و رسالت خويش در ميان ايشان نهاد ، آنها در امانت خيانت كردند و موارد بسيارى را كه خلاف مصالحشان بود پنهان نمودند .
ضرورت ايجاب مىكرد كه آيين نوين آيد تا آنچه را پنهان داشته بودند آشكار گرداند .
مثلا : عالم دينى كه بايد از او اطاعت نمود ، از دنيا بيزار و به خدا و آنچه خدايى است راغب باشد . اين امر را علماى اهل كتاب از مردم مخفى مىداشتند ،