همچنين احكام خداوندى براى مردم بهترين چيزهاست زيرا امت اگر آن احكام را بطور كلى و بدون آنكه چيزى بر آن بيفزايد ، به كار نبندد هيچ ارزشى نخواهد داشت . ( آيهء 68 ) ارزش ايمان و عمل صالح ، همان ارزش اساسى است كه اشخاص در جامعهء اسلامى بر حسب پيوندشان با آن ، بدان سنجيده مىشوند . ( آيهء 69 ) ولى اهل كتاب دين خود تحريف كردند و از هواهاى نفسانى پيروى نمودند ، تا آنجا كه اگر پيامبرى مىآمد و سخنى مىگفت بر خلاف هواهاى ايشان تكذيبش مىكردند ، يا او را كشتندش و مىپنداشتند كه اگر او را از ميان بردارند زندگى خوشى در انتظار آنهاست ولى همواره نتيجه بر عكس بود . ( آيه 71 ) اما مسيحيان مسيح را خدا خواندند و حال آنكه مسيح خود آنان را به خدا مىخواند و از شرك آوردن به خدا منع مىكرد . بعضى از ايشان بودند كه به سه خدا معتقد بودند و مىگفتند كه مسيح هم يكى از آنهاست . اينان كافرند و اگر از پروردگار طلب آمرزش نكنند به كيفر سخت او گرفتار خواهند آمد .
بنا بر اين مسيح تنها پيامبرى است همانند ديگر پيامبران خدا و مادرش مريم صديقه است . انديشه تعدد خدايان از افكار جاهلى مايه گرفته و به اديان آسمانى راه يافته است و / 283 همهء پيامبران با چنين افكار و انديشههايى به مبارزه برخاستهاند و مسيح خود يكى از همين پيامبران بود . ( آيه 78 ) كسانى كه اين انديشههاى كفرآميز را به اديان الهى داخل كردهاند خود كافرانى بودهاند دور از روحيهء رسالت . دليلش هم اين است كه از منكرات پرهيز نمىكنند و بسيارى از ايشان كفار را به رهبرى و دوستى خود برگزيدهاند و اين از صفات كافران است ، زيرا اگر اينان واقعا به خدا ايمان آورده بودند كافران را به دوستى برنمىگزيدند . البته برخى از علماى نصارى هم چنان متمسك به دين خدا هستند و مسلم است كه اينان را نزد خداوند پاداشى نيكوست . قرآن رهبرى جامعهء اسلامى را از يهود و نصارى جدا كرده است . سپس باز مىگردد و از تنظيم حيات اجتماعى و ضرورت انتفاع از خوردنيهاى نيكو و حلال سخن مىگويد ، البته با
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: احمد آرام
ص٢٤٩