در ميان جامعهء مسلمانان و انعكاس روشهاى منفى آنان در اين جامعه بويژه آن روش و شيوهء خاص آنان كه از آن به دوگانگى در دوستى تعبير مىكنيم . زيرا منافقان از يك سو خود را عضو جامعهء اسلامى قلمداد مىكنند و از ديگر سو با دشمن ارتباط دارند .
قرآن بحث در اين مقوله را بر پايهء اين انديشه كه ايمان داراى وحدت است و تجزى نمىپذيرد قرار داده . سپس به بيان استمرار و پيوستگى ايمان مىپردازد و توضيح مىدهد كه نشايد مؤمن گاه بر سر ايمان خويش باشد و گاه از آن اعراض كند . آن گاه منافقان را به عذاب تهديد مىكند و سپس اين بحث را به ميان مىآورد كه منافقان همان كسانند كه كافران را به دوستى برمىگزيدهاند .
/ 222 تا جامعهء اسلامى از لوث كفر پاكيزه ماند ما را فرمان مىدهد كه پاى از مجالست كفار بكشيم تا چه رسد به دوستى با آنان .
منافقان در اين دوگانگى گرفتارند ، از يك سو مىخواهند دوستى مسلمانان را جلب كنند تا از مواهب غنايم برخوردار شوند و هم مىخواهند خود را از خطر كفار در امان دارند تا اگر مسلمانان در جنگ به هزيمت كشانده شدند آنان جان خويش برهانند ولى خداوند نگذارد مسلمانانى كه به مال و جان در راه او جهاد مىكنند منهزم گردند .
شرح آيات :
ايمان كامل
[ 136 ] وقتى كه آدمى ايمان آورد ايمانش تجزيهپذير نخواهد بود . ايمان كلى است ، تجزيه ناپذير ، كسى كه خدا را شناخته و به نبوت پيامبرش ايمان آورده بايد در ايمان خويش خالص باشد و اگر تحت فشار قرار گرفت يا از روى هوى ، در آن نقصانى پديد نياورد .
هر نقصى كه در ايمان حاصل شود با اصل ايمان تناقض دارد . زيرا ايمان فقط علم و آگاهى نيست بلكه ايمان مخالفت هوى و پيروى از عقل هم هست .