پراكنده شوند يا آهنگ تغيير مسير آن در دل بپرورانند .
رهبرى ، سمبل امت
[ 82 ] رهبرى سياسى خلاصهء نظام سياسى است و نظام سياسى به نوبهء خود تجربهء فرهنگ و تمدن امت و نمونهء سلامت ديد و صحت قانونگذاريهاى اوست .
چون تركيب واقعى رهبرى ، با شعارهاى سياسى يا با افكار / 133 و فرهنگ امت تناقض پيدا كند ، دليل تناقض در قانونگذارى يا دليل انحرافات در ارزشها و فرهنگى است كه امت مدعى التزام آنهاست .
مثلا اگر امت مدعى دفاع از آزادى باشد و رهبرى سياسى اعمالش بر اساس ديكتاتورى يا چيزى شبيه ديكتاتورى ، در اين صورت آزادى را چه معنى تواند بود .
يا مثلا اگر نظام ادعا كند كه خود را به تقوى ملتزم مىدارد و در رأس حاكميت مردى فاسق و فاجر قرار داشته باشد ، يا ادعا كند كه ارزش دادن به علم سبب تعالى فرهنگ امت مىشود ، آن گاه حكّام مجموعهاى از جاهلان باشند اين ادعا بيهوده است ، آيا ممكن است كه امت براى علم ارزش قايل شود بدون آنكه رهبران به حيله و دانش آراسته باشند ؟
بدين گونه تركيب رهبرى سياسى نمونهء زندهاى است از حقيقت امت و نوع تمدن آن و طبيعت ارزشهاى حقيقى آن .
امت اسلامى از آن گونه رهبرى متابعت مىكند كه نمايندهء روح اسلام يعنى پيامبر و خلفاى او ، پيشوايان تقوى و يقين باشد . پيروى از اينان براى حصول مصالح زودگذر نيست ، بلكه به خاطر خدا و تحقق ارزشها و قوانين اوست و اين سالمترين راهنما بر طبيعت حقهء اسلام است و دور از هر تناقضى .
«
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
- آيا در قرآن نمىانديشند ؟ هر گاه از سوى ديگرى جز خداوند مىبود در آن اختلاف بسيار مىيافتند . » تناقضات اديان و اصول و مبادى آنها و انسجام اسلام ، فقط در حوزهء رهبرى