اينان خود از زير بار مسئوليت شانه خالى مىكنند و در مقابل ، رهبرى را بدنام مىسازند و در كفايت و لياقت او مردم را به شك مىاندازند . اين است صفت اين گروه ضعيف الاراده .
/ 127 «
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً
بگو : همه از جانب خداست . چه بر سر اين قوم آمده است كه هيچ سخنى را نمىفهمند . » آرى ، عقدهء خوف از مرگ و فرار از مسئوليت نمىگذارد فهم سخن كنند و به حقايق آشنا شوند .
ترس ، بزرگترين حجاب ميان انسان و حقايق است . بسيارى از مردم اصلا گوش خود بر هر توجيه و توجيهگرى برمىبندند . مبادا چيزى بفهمند و مسئوليتى بر عهدهء آنان آيد . بسيارى ديگر مردان خدا را از پيامبران و صديقان تكذيب مىكنند تا از مسئوليت اطاعت آنها برهند .
از حسنات تا سيئات
[ 79 ] سرچشمهء حسنات و سيئات خداى تعالى است كه حكيم و عليم است . بنا بر اين هر نيك و بد كه به مردم رسد جز بر وفق حكمت بالغهء خداوندى نيست و هدف آن نيز معين است و خدا به بندگان خود ستم نمىكند .
اين انديشه كه در آيه پيشين مطرح شده بيانگر اين اصل است كه جهان بر وفق عقل و خرد بنا شده و بر طبق يك تدبير متين اداره مىشود و متوجه به هدفى حكيمانه است .
سؤالى باقى مىماند كه چرا برخى به بعضى مصايب ، گرفتار مىآيند و بعضى از خوبيها و خوشيها متمتع مىشوند ؟ چرا ما را زمانى بديها و گرفتاريها و شوربختيها مىرسد و گاهى خوشيها و راحتيها ؟
قرآن در اين آيه به اين سؤال پاسخ مىدهد :
اما حسنات ، خداى تعالى چون مردم را بيافريد مىخواست به آنان رحمت