تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
ولى مرا نمىديد تا اينكه داخل مسجد شد و رفت به طرف محراب امير المؤمنين - عليه السلام - همان محرابى كه حضرت در آن به شهادت رسيده بودند و مدت زيادى در آنجا توقف كرد . بعد از مدتى برگشته و از مسجد خارج شد و به جانب نجف حركت كرد من هم همه‌جا بدنبال سر ايشان بودم تا به نزديك مسجد حنّانه رسيديم مرا به سختى سرفه گرفت و نتوانستم صبر كنم . وقتى سرفه كردم مرا شناخت و گفت تو امير علّامى ؟ اينجا چه مىكنى ! گفتم : بله من همه‌جا همراه شما بودم از زمانى كه وارد حرم مطهّر شدى و از حرم بيرون آمدى و به كوفه آمدى و آن وقتى كه در محراب با كسى گفتگو مىكردى همه‌جا با شما بودم ايشان را قسم دادم و گفتم به صاحب اين قبر مطهّر عليه السلام تمام ماجرا را از به دو تا ختم برايم تعريف كن . فرمود اى مير علّام مىگويم مشروط بر اينكه تعهد كنى تا من زنده‌ام به كسى نگويى من تعهّد كردم آنگاه فرمود : اى مير علّام من در بعضى از مسائل فقهى فكر مىكردم بجايى نرسيدم با خود گفتم امشب بروم در حرم مطهّر و از على بن ابى طالب - عليه السلام - سؤال كنم . به حرم آمدم همان‌گونه‌اى كه ديدى درب بسته شده برايم باز شد وارد روضه مطهّر شدم و ابتهال و تضرع كردم به حضرت على - عليه السلام - ناگهان آوازى شنيدم كه فرمود امشب فرزندم مهدى عليه السلام در مسجد كوفه مىباشد برو آنجا همه سؤالات را از ايشان بپرس . من هم آمدم سؤالاتم را از ايشان كردم و جواب شنيدم و هم‌اكنون از كوفه به نجف برمىگردم . « 1 » مقدس اردبيلى شيفته مقام ولايت و امامت است و مورد توجه مخصوص امام زمان - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - تا آن حد كه به اين آسانى و با اشاره امير المؤمنين - عليه السّلام - در مسجد كوفه به محضر مقدس امام زمان - عليه السلام - مىرسد و سؤالات فقهيش را از آن حضرت مىپرسد و جواب مىشنود . خود همين موضوع دليل بر قوّت نظر آن فقيه اهل البيت است كه
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 52 ، ص 175 .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 686 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى