كه هيچكس مزاحم ديگرى نشود مگر اينكه حق شرعى نزد وى داشته باشد و در اينصورت نيز بايد كه با مدارا و سازش احقاق حق كند . »
مشابه اين دستور قبل از وى از طرف شاه طهماسب در سال 932 صادر و بر رواق بقعهء شيخ صفى الدين حك شده بود . به موجب اين دستور اردبيل بايد مصداق « و من دخله كان امنا » مىگرديد .
در تاريخ ، شهرى جز مكهء مكرمه را سراغ نداريم كه بخاطر قداستش بست اعلام شود آن هم از طرف خونخوارى مثل امير تيمور كه طبعا التزامى به ارزشهاى انسانى و آسمانى نداشته است . و لذا بعضى از مورخان اين شهر كه معاصر با محقق اردبيلى بوده از آن به عنوان ( تالى مشاهد مشرفه ) ياد كرده است .
تقدس خاص اين شهر در آن زمان حتى از نظر سياحان مستشرق نيز مخفى نمانده است . تا ورنيه سياح فرانسوى كه در زمان شاه عباس دوم به ايران آمده است مىنويسد : اراضى اردبيل اگر چه براى عمل آوردن انگور مساعد است ولى در شهر ابدا شراب يافت نمىشود . ارامنه متوطن اردبيل اگر چه شرابهاى خوب در ذخيره دارند اما در هيچ نقطهء ايران وارد كردن شراب و نوشيدن آن به اشكال و سختى اردبيل نيست . خيلى پنهان و محرمانه بايد صرف شود مثل اينكه شخص قبيحترين اعمال را مرتكب مىشود . . .
اينگونه تصريحات كه كم هم نيست همه بهخاطر ريشهدار بودن اعتقادات مذهبى مردم و مركزيت خاصى بوده كه اين شهر از نظر علم و معرفت و اجتماع بزرگان داشته است . لقب دار الارشاد كه در تواريخ و در اواخر كتابهاى زيادى كه در زمانهاى متمادى در اين شهر استنساخ يا تأليف شده به چشم مىخورد خبر از حلقههاى عظيم درسى و محفلهاى بزرگ علمى و انتشار فضل و دانش و عرفان از اين شهر مىدهد .
كتابخانهء فوق العاده نفيس و گرانبها و بىنظيرى كه در طى قرنها توسط ارباب فضل و معرفت و در نهايت به اهتمام شاه عباس در كنار مقبرهء شيخ صفى الدين تشكيل يافته بود گواه روشنى بر اجتماع اهل فضل و دانش در اين
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 603
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٦٠٣