استعدادها ، نبوغها ، لياقتها و مشوق بزهكاريهاست .
روى همين اصل توجه به محيط پرورش نوابع و بزرگان در راستاى كنكاش و جستجو براى كشف راز و رمز موفقيت آنها ضرورى به نظر مىرسد .
آرى نابغهء ما در اردبيل چشم به دنيا گشود . شهر پاكى و قداست ، عرفان و معنويت ، شهر تشيع و ولايت . شهرى كه قرنها واجد سوز و محبت و طوفان عشق و ارادت به اهل بيت عصمت و طهارت بوده و سابقهاى كهن از قداست و معنويت و ولايت داشته است .
بر خلاف اعتقاد كسانى كه قداست و ولايت اين شهر را مرهون ظهور صفويه از اين شهر مىدانند ، پرورش يافتن اجداد عارف و والاى آنها در اين شهر بيانگر اين است كه اين شهر قبل از آنها موطن و مأواى عرفايى بزرگ و علمايى سترگ ( كه تاريخ اسامى و كرامت جمعى از اين نوابغ را ضبط كرده ) بوده است . « 1 »
به خاطر قداست والايى كه اين شهر داشته ، خونخوار و خونريزى همچون امير تيمور گوركانى به آن عنوان دار الامان داده و هرگونه تعرض و تعدى به اشخاص را در اين شهر ممنوع كرده بود . اين حكم بعدا توسط شاه عباس تنفيذ شد . وى در اواخر ماه شعبان سال 1014 فرمانى به اين شرح صادر كرد :
« چون شهر اردبيل از زمان امير تيمور گوركان دار الامان بوده همچنان بايد
هامش
( 1 ) . اينكه اسامى تعداد قابل توجهى از محلات اين شهر مبدوّبه پير يا مختوم به شاه است يادگار عرفايى است كه سالها و قرنها قبل از شيخ صفى الدين در اين شهر زندگى مىكردند و شيخ خودش به مزار بعضى از آنها رفت و آمد داشته است . وجود مقابر متعدد موسوم به مقبره پير يا شيخ در اين شهر مثل مقبره پير قنبلان روبروى زندان قديم كه اخيرا از بين رفت ، و مقبره پير عبد اللّه واقع در منتهى اليه اكبريه ، و مقبره شيخ ابو سعيد واقع در اوّل معصوم شاه كه آن هم اخيرا از بين رفت و شيخ صفى مدتها در دوران جوانى در اين مقبره بيتوته كرده بود ، و مقابر زيادى كه تاريخ آنها را ضبط كرده ولى فعلا اثرى از آنها نمانده مثل مقبره شيخ فرج الدين اردبيلى ، شيخ شهاب الدين محمد آمرى و ركن الدين محيى اردبيلى كه شيخ صفى الدين در همهء اينها بيتوته مىكرده است ، همه نشان اين است كه اين شهر قبل از شيخ صفى الدين در حد وسيعى خطهاى عارف خيز بوده و در دامن خود عبّاد و زهّاد زيادى را پرورانده است .