چيزى از عمامه نمىماند و دستار جديدى تهيه مىكرد . اين جريان بطور متواتر در اردبيل و حومه « 1 » نيز شهرت محلى سينه به سينهاى دارد . حال آيا اين كار جهت تبرك و يا استفادهء پارچه و اقتصادى در حيات مادى آنها داشته است ؟ !
چنان كه مذكور شد مسموعات اينجانب در نجف و تا حدودى اردبيل اجازه مىدهد كه براى اين عمل جهت تبرّكى كه ميان مردم معمول است داده شود . اما بعدا در برخى كتب معتبر مشاهده نمودم كه جهت استفاده فقرا از قيمت و ارزش بازارى آن پارچه داشته است . « 2 »
ولى - مع الوصف - بهنظر مىرسد كه هر دو گفتار در جاى خود درست و واقعيت عينى ، تاريخى دارد ، چه گاهى به مرحوم اردبيلى دستار گرانبها اهدا مىشده و ايشان به رسم تأسى به پيامبر اكرم صلىّ اللّه عليه و آله و سلم قبول و بر سر مىنهاده ولى چون قيمتى بوده آن را تكهتكه نموده به سائلان مىداده است . و گاهى كه دستار معمولى داشته به رسم تبرك از وى مىگرفتند . « 3 »
اين بود شمّهاى از آنچه كه هدف ارائه آن نمونهوار ، و به مصطلح گذشتگان ، ران ملخ گونه به بارگاه اين عالم قدوسى بود ، و همانگونه كه در آغاز نوشتار نيز اشارت شد نويسنده به وجهى خود را سزاوار درج مقالهاى در پيرامون چنين انسانى محقق قديس و نابغه تاريخ آن هم با چنين عجالت و كمبود زمان نمىداند ولى به خاطر اصرار مؤكد از سرورانم اين خطوط ناچيز بر خامههايى چند رقم رفت تا مترجم عظيم الشأن تنها با روح والاى بىكرانش اين هديه ناچيز را بپذير و در ساحت قدسش مقبول افتد . و السلام عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حيّا . و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .
8 رمضان 1416 برابر با 9 / 11 / 74
هامش
( 1 ) . خصوصا در حومهاش ، به ويژه زادگاه محقق اردبيلى « نيار » و آباديهاى اطراف .
( 2 ) . رجوع شود به : روضات الجنات ، ج 1 ، ص 18 و مستدرك ج 3 ، ص 393 و غير آن .
( 3 ) . اين رويداد از جمله حوادث و وقايعى است كه در مورد شخص ديگر مسموع نشده است و خداوند عالم به امور و حوادث است .