احاديثى را در صفحهاى نوشت كه آن ورقه الان در نزد من موجود است و در آخر آن نوشته است :
( كتبه العبد احمد لمولاه امتثالا لامره و رجاء لتذكّره و عدم نسيانه اياه فى خلواته و عقيب صلواته وفقه الله لما يحبه و يرضاه بمنّه و كرمه بمحمد و آله و صلى الله عليه و آله ) « 1 » يعنى اين بنده ، احمد ، اين را نوشت براى اينكه امر مولاى خود را امتثال كرده باشد و به اميد اينكه اين خود موجب ياد من گردد و در خلوات او و عقب نمازهاى وى فراموش خاطر ايشان نگردم ، خداوند با منّت و كرمش او را به هر چه مورد حب و رضاى ذات مقدسش مىباشد موفق بدارد به حق محمد و آل او ، صلوات خدا بر آنان باد .
و از جملهء شاگردان مورد عنايت اردبيلى امير علام و امير فضل الله بودهاند كه موضع خاصى در نزد آن بزرگوار داشتهاند .
مرحوم اصفهانى مىنويسد : بعضى از افاضل براى من نقل كردند كه هنگام وفات مولانا احمد اردبيلى ، مرحوم آقا ميرزا محمد استرآبادى در نجف بود و در نزد اردبيلى حضور داشت و در آن حال از ايشان پرسش شد كه به چه كسى از تلامذه و شاگردان وى در تعليم رجوع شود ؟ آن بزرگوار اشاره به امير فضل الله در عقليات كرده و به امير علام در نقليات اشاره فرمود و اين خود موجب تأثر آقا ميرزا محمد شد كه وى را در رديف آنان قلمداد نفرمود و بعد از وفات مرحوم اردبيلى هم در نجف نماند بلكه رهسپار مكه معظمه گرديده و در آنجا اقامت نمود . « 2 »
و ظاهر اين است كه صاحب مدارك و صاحب معالم - رضوان اللّه عليهما - در هنگام وفات اردبيلى در نجف نبودهاند چنان كه قبلا ذكر شد كه آن دو در وقت
هامش
( 1 ) . الدّر المنثور ج 2 ص 202 . خوانندگان عزيز شدت تواضع اين عالم نورانى و اين محقق بزرگ را نسبت به شاگرد خود بنگريد و خوب دقت كنيد كه چه تعبيراتى دربارهء او به كار برده است ! ؟
( 2 ) . رياض العلما ج 5 ص 116 و 117 ضمنا اصل جريان ارجاع به آن دو نفر را در جلد 3 ص 321 نيز نقل كرده است .