تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
ديدم كه بىخود است پرسيدم كه چه مرض دارد ؟ طشتى حاضر كردند تمام احشاى اندرون او در آن طشت بود . گفتم : چه واقع شده ؟ گفتند : ساعتى پيش ازين نشسته بود با ندماى و جلساى خود الحال احشاى اوست كه درين طشت است . سبب آن پرسيدم ، گفتند : شخصى قبل از اين درين مجلس بود از بنى هاشم و ذكر حسين بن على عليه السّلام و خاك قبر او در ميان بود . موسى بن عيسى گفت : رفضه در باب ايشان تا به حدى غلو دارند كه به خاك قبر او تداوى مىكنند . آن شخص گفت : اين بر من واقع شده مرا فلان مرض بود هر علاجى كه بود كردم و هر دوائى كه فرمودند خوردم اثرى نكرد يك نخود از تربت امام حسين عليه السّلام خوردم آن مرض بالكليه از من زايل شد و حق تعالى مرا به آن نفع كلى داد . موسى بن عيسى گفت : از آن نزد تو مانده است ؟ گفت : بلى . گفت كه بيار . آن شخص رفت و بعد از لمحه‌اى آمده اندكى از آن گل آورد . موسى بن عيسى آن را برداشت از روى استهزا به آن شخص ، آن تربت در دبر خود گذاشت و لحظه‌اى بر نيامده بود كه فرياد و فغان برداشت كه « النار النار ؛ الطشت الطشت ! » و تا طشت آوردند از درون او اينها كه مىبينى بيرون آمد . پس فرستادهء رشيد به من گفت : هيچ حيله و علاجى درين مىبينى ؟ من به چوبى دل و جگر و شش او را به او نمودم و گفتم : مگر عيسى پيغمبر كه مرده را زنده مىكرد ، اين مرض را علاج تواند كرد ! از خانه او بيرون آمدم و آن بدبخت بدعاقبت را به آن حال گذاشتم . راوى گويد كه چون سحر شد آواز نوحه و زارى برآمد . يوحنا به اين سبب مسلمان شد و اسلامى نيكو داشت و مكرر به زيارت شاه شهدا عليه السّلام مىرفت و طلب آمرزش گناهان خود در آن بقعه شريفه مىنمود . و از جمله اثرهائى كه بر مرتبهء شهادت آن حضرت مترتب است يكى آن است كه هر مؤمنى كه يك دم آب بخورد و آن حضرت را ياد كند چندين هزار حسنه از براى او مىنويسند و چندين هزار سيئه از دفتر اعمال او زايل مىگردانند . در خبر است كه