آن حضرت اگر چه در صغر سن از دنيا رفت و ليكن كبير القدر و رفيع الذكر بود و او نص نمود به پسر خود امام على النقى عليه السّلام كه به ابى الحسن الثالث و عسكرى مشهور است و معجزات آن حضرت بسيار است و بعضى از آن ذكر خواهد شد و آن حضرت نص كرد بر فرزند خود ابو محمد حسن بن على عليه السّلام كه ملقب بود به خالص و زكى و عسكرى و از آن حضرت نص بر امام دوازدهم - صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين - واقع شد . « 1 »
و اگر چه دلايل عقليه و نقليه بر امامت ائمهء اثنى عشر ، علماى شيعه را بسيار است و اين كتاب گنجايش تمام آن را ندارد اما به موجب وعدهاى كه نمود چند حديثى كه در « رساله » از كتاب « نصوص » نقل كرده شده در اينجا ذكر مىنمايد :
حديث اول كه در « رساله » « 2 » منقول است از صاحب « نصوص » « 3 » اين است كه روايت نموده است به اسناد از عبد اللّه عباس كه او گفت : « قدم يهودى الى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقال له نعثل فقال : يا محمد ، انى أسألك عن اشياء تلجلج فى صدرى فإن اجبتنى عنها اسلمت على يدك . قال صلّى اللّه عليه و آله : سل يا ابا عمارة » ؛ يعنى آمد به نزد رسول خدا يهودى كه او را « نعثل » مىگفتند پس گفت : يا محمد ، از تو سؤالى چند مىكنم اگر جواب من گفتى مسلمان مىشوم . پيغمبر خدا فرمود كه بپرس . پس ، از آن حضرت سؤال كرد و آن حضرت جوابها داد تا رسانيد به جائى كه گفت : « فاخبرنى عن وصيّك من هو ؟ فما من نبى الّا و له وصى و ان نبيّنا موسى بن عمران اوصى الى يوشع بن نون . فقال : نعم ، انّ وصيّى و الخليفة من بعدى ، على بن ابى طالب و بعده سبطاى الحسن و الحسين تتلوه تسعة من صلب الحسين أئمّة ابرار و قال : يا محمد ، فسمهم لى ؟ قال : اذا مضى الحسين فابنه على ؛ فاذا مضى على فابنه محمد ؛ فاذا مضى محمد فابنه جعفر ؛ فاذا مضى جعفر
هامش
( 1 ) . از اين صفحه تا صفحه 650 حديقة الشيعة ، در كاشف الحق نيامده ( كاشف الحق ص 347 ) .
( 2 ) . « رساله اثبات الواجب » مقدس اردبيلى نسخه خطى آستان قدس رضوى ص 108 - 116 .
( 3 ) . كتاب نصوص ( كفاية الاثر ) حديث اول ص 11 و 13 .