نشده است ؟ چرا مقدس اين امر را از شاه سلطان محمد نخواسته ؟ از فرزند 13 سالهاش درخواست رسيدگى نموده ؟ و بالاخره چه اصرارى داريم حتما چنين نامهاى را با تمام مشكلات مطرح شده اثبات نماييم آيا اين نامه فضيلتى بر فضائل مقدس اردبيلى مىافزايد ؟ يا اينكه بيشتر « كلب آستان على عليه السّلام » شاه عباس اول را تبليغ مىكند ؟ !
حضرت امام خمينى رحمه اللّه همانطور كه آورديم معتقد بودند كه علماى شيعه بنابر احساس تكليف و ترويج مكتب اهل البيت عليهم السّلام به دربار صفويه رفتند ولى اين به معناى تأييد كامل صفويه نبوده است . امام خمينى مىفرمايد : « من گمان ندارم در تمام سلسله سلاطين حتى يك نفرشان آدم حسابى باشد . منتها تبليغات زياد بوده است . براى شاه عباس آن قدر تبليغ كردند با اينكه در صفويه شايد از شاه عباس برتر نبود در قاجاريه آن قدر از ناصر الدين شاه تعريف كردند ( به او گفتند : ) « شاه شهيد » ! و نمىدانم امثال ذلك ، در صورتى كه ظالم غدارى بود بدتر از ديگران شايد . » « 1 »
اين مطلب را هم لازم به ذكر مىدانم كه بعضى فكر كردند شاه عباس فقط در پاسخ نامه اردبيلى - اگر صحت داشته باشد - چنين تواضعى از خود نشان داده و نوشته « كلب آستان على ، عباس » ولى همانطور كه دكتر فلسفى مىنويسد تمام نامههايش را با اين جمله منقوش مىكرد : « . . . شاه عباس از اين گونه القاب و عناوين تملقآميز بىمعنى ، بيزار بود و خود را در كمال سادگى « بنده شاه ولايت عباس » يا « كلب آستان على » مىخواند و همين دو عنوان را بر مهر رسمى خود نيز نقش كرده بود حتى منجم مخصوصش ملا جلال الدين محمد يزدى هم كه تا پايان عمر خود با وى مصاحب و همراه بوده است در « تاريخ عباسى » خويش ، او را همه جا « نواب كلب آستان على » خوانده است . » « 2 »
شايان ذكر است كه صفويه در مجموع خدمات مهمى انجام دادند چنان كه رهبر
هامش
( 1 ) - « صحيفهء نور » ، ج 19 ، صفحهء 248 .
( 2 ) - ر . ك : « زندگانى شاه عباس اول » ، دكتر نصر اللّه فلسفى ، ج 3 / 871 .