كه قبلا تأليف شده مىنمايد كه كتب گذشتگان را وافى و كافى نداند و گرنه كار عبثى خواهد بود از اينرو اقدام فاضل جواد به تأليف كتاب « مسالك الافهام » بدين جهت بوده كه كتابهاى گذشتگان به ويژه « زبدة البيان » و « كنز العرفان » را كافى در تبيين حقائق آيات الاحكام نمىدانسته است اگر چه هر كدام در جاى خود از مزيت ويژهاى برخوردار بودهاند و لذا مىبينيم كه او در مقدمهء كتابش چنين مىنويسد : « ثم انّ اصحابنا و ان بينوا جهة الدلالة فى تضاعيف كتبهم الا انه لم يتفق منهم بيان جميع ذلك فى كتاب مفرد بالتدوين ليكون مشتملا على وجوه الدلالة فى الايات المتعلقة به احكام الدين ، فحد انى ذلك على ان اجمع كتابا مشتملا على جميع ما يتعلق بكل آية بينا فيه وجوه الدلالة و لعمرى ان من نظر فى كتابى هذا به عين الانصاف ، و جانب سبيل النقى و الاعتساف . علم انه عديم النظير و انه من تأييدات العلى القدير . » « 1 »
و حقا هم كتاب معظم له كتاب كمنظير و يا بىنظيرى است چرا كه از يكسو مطالبى را كه لازم به بحث و بررسى بوده و در كتابهاى گذشته مورد توجه درست و صحيح قرار نگرفته بود و در اين كتاب آمده و از سوى ديگر ، مطالبى را قابل نقد و ايراد بوده و صحيح نبوده حذف شده و در اين كتاب نيامده است و از همه اينها گذشته با توجه به اينكه « علامهء جواد » از خصيصين شاگردان نابغه روزگار ، مرحوم شيخ بهائى بوده و از عمق انديشه او در ابواب مختلف علوم و از آن جمله تفسير و احكام ، آگاهى داشته و لذا بسيارى از كتب او را شرح كرده و مشكلات آنها را توضيح داده است ، اين ويژگى نيز ايجاب مىكرد كه آگاهيهاى تازه و معلومات نويش را به شكل كتاب مزبور ، در اختيار اهل تحقيق قرار دهد . « 2 » و همين امور باعث كمنظير و يا بىنظير بودن كتابش گرديده است .
و آنچه كه بيش از همه چيز اين كتاب را « عديم النظير » ساخته ، اين است
هامش
( 1 ) . مسالك الافهام ج 1 ص 3 .
( 2 ) . مقدمهء مسالك ج 1 ص 14 - 17 .