تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
نگفته است . حاج آقا صابر عراقى بعد از آزمايشات زياد به زبان محلى مىگويد : كارش شىآه ، يعنى كارش درست شده و او نظر كرده شده است . مردم مىريزند لباس او را تكه‌تكه كرده تبرك مىبرند و سپس همهء مردم همراه محمد كاظم به امامزاده مىروند و زيارت مىكنند ، برمىگردند تا بعد از مدتى به ملاير و قم مسافرت مىكند و جريان حفظ قرآن او بوسيلهء آن دو نفر كه يكى از آنها صاحب الامر سلام الله عليه بوده است و در اين ترديد نيست اشتهار پيدا مىكند . او را به بسيارى از شهرهاى داخل و خارج مىبرند حتى ملك سعود او را ديده و آزموده و جايزه بزرگى به او اعطا مىكند ولى او نمىپذيرد و مرحوم سيد هبة الدين شهرستانى او را با خود به عراق برده و علما و حافظان قرآن را جمع كرده او را امتحان نمودند همگى متحير شدند و آن را امرى عجيب و غير عادى دانستند . برادرزادهء كربلايى محمد كاظم مىگويد : من در نجف اشرف همراه عمويم بودم و او بيشتر اوقات در خدمت مرحوم آيت اللّه حكيم بوده است و من ديدم دو بار مردم لباسهاى كربلايى كاظم را تكه‌تكه كردند و تبرك نمودند يكى در ساروق در اول امر و دومى در نجف اشرف بود . چرا چنين نباشد كسى كه به قول آقاى ابطحى كه او را به كسى معرفى مىكرده گفته است او قرآن را مثل حمد خواندن ما حافظ است كربلايى كاظم به من رو كرد و گفت حال تو سورهء حمد را خوب حفظى ؟ گفتم : معلوم است . گفت : كلمهء وسط سوره حمد كدام است ؟ من خواستم كلمات را بشمارم گفت نه همين‌طور بگو گفتم : نمىدانم او گفت كلمهء وسط سوره حمد نستعين است بعدها فهميدم تمام كلمات قرآن را با محاسبهء دقيق از اين قبيل مىداند يعنى غير از ائمه طاهرين از حفاظ عادى قرآن نمىتوانند مثل او بلد باشند مثلا وقتى در حضور آيت اللّه‌زاده محلاتى از كربلايى