تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
مشغول نماز خواندن شدم . بعد از نماز به كتب رجالى كه با من بود مراجعه كردم ديدم همان‌طور است كه ايشان گفت . ناگهان اهالى قريه براى سلام كردن پيش من آمدند و از جمله آنها همان سيد بود از او سؤال كردم قبل از فجر تو آمدى از قبر حمزه كه او ابو يعلى حمزة بن قاسم علوى است به من خبر دادى آن را از كجا آوردى ؟ ! گفت : به خدا قسم قبل از فجر من نيامدم و پيش از اين ساعت من ترا نديده‌ام اساسا ديشب من در اين ده نبودم و امروز آمدم شنيدم شما تشريف آورديد به زيارت تو آمدم . پس من به اهل آن قريه گفتم : الأن براى من واجب شد به زيارت حمزه مراجعت نمايم براى اينكه شك ندارم آن كسى را كه من ديده‌ام او صاحب الامر عليه السّلام بوده است پس سوار شدم و جميع اهل قريه هم به زيارت قبر حمزة بن موسى الكاظم عليهما السّلام رفتيم . از آن وقت اين مزار آشكار گرديد به طورى كه از اماكن بعيده مردم براى زيارت آن جناب مىآيند . « 1 » مرحوم نورى فرموده است : « در رجال نجاشى ؛ حمزة بن القاسم بن على بن حمزة بن الحسن ابن عبيد اللّه بن العباس بن على بن ابيطالب عليه السّلام ابو يعلى ثقه و جليل القدر از اصحاب ما است كثير الحديث است و او كتابى دارد به نام « من روى عن جعفر بن محمد عليهما السّلام من الرّجال . » و شيخ طوسى ذكر كرده است : كه او از سعد بن عبد اللّه و از تلعكبرى رحمة اللّه روايت مىكند و اجازهء روايت دارد و او در طبقهء پدر صدوق است . « 2 »
هامش
( 1 ) . جنة المأوى ، ص 286 . ( 2 ) . جنّة المأوى / 287 .