نصيب مقدس اردبيلى شده است .
از اين لحاظ تشرف بعضى از بزرگان را براى مزيد اطلاع درج مىنمائيم تا مورد مطالعه و مداقّه قرار بگيرد .
تشرف ميرزا محمد الأسترآبادى
از سيد سند ، فاضل و كامل ميرزا محمد استرآبادى - نور اللّه مرقده - روايت شده كه او گفت : من شبى در طواف دور كعبه بيت اللّه الحرام بودم ناگهان جوان خوش رويى طاقهء گل سرخ كه وقت آن نبود به من داد گرفتم و بوييدم گفتم : اين از كجاست يا سيدى ؟ گفت : از خرابات . سپس از من غايب شد و نديدم . « 1 »
و اين قصه عينا در حالات شيخ محمد بن حسن بن شهيد ثانى - رحمة اللّه عليهم - نقل شده است و مرحوم محدث نورى در جنّة المأوى نقل كرده و احتمال داده است آنچه كه مجلسى مرحوم از استاد او ميرزا محمد امين استرآبادى نقل كرده است بنابر تشابه اسمى و يكى بودن زمان و مكان و عمل يك قضيّه باشد . « 2 »
شيخنا محدث نورى رحمت اللّه عليه از دوست خود آقاى على رضا نائينى و او هم از مولا سلماسى نقل كرده است كه آن مرحوم گفت :
در مجلس درس سيد بحر العلوم بودم كسى از امكان ديدن روى مبارك حضرت مهدى عليه السّلام در غيبت كبرى سؤال كرد ؟
سيد سرش را پايين انداخت و در جواب دادن ساكت شد و يواش فرمود :
چه بگويم در جواب او ؟ در حالتى كه آن حضرت مرا به آغوش كشيد و در روايت هم وارد شده است مدعى رؤيت را تكذيب نمائيد و اين گفتار را تكرار كرد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 52 ، ص 176 .
( 2 ) . جنة المأوى ، ص 297 .