تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
خاك نعلين او را به حنك عمامهء خود پاك كرد . تشرف او به تواتر رسيده و ملاقات او با امام عصر - عجل الله فرجه - در حد يقين است و چند حكايتى از آن جناب نقل شده است دشمن و دوست به كمال و فضيلت آن درياى علم اعتراف دارند . يكسالى وقت حج را درك نكرد در مكه توقف نمود و به مذاهب اربعه درس مىفرمود به حدّى كه در نظر اهل آنجا موقعيتى پيدا كرد بعضى از اهل سنّت گفتند : « آنچه را اماميّه در مهدويت گفتند حق باشد هر آينه آن امام اين سيد مهدى خواهد بود . » عالم جليل آخوند ملا زين العابدين سلماسى گفت : روزى در مجلس درس سيد بحر العلوم در نجف نشسته بوديم جناب ميرزا ابو القاسم قمى صاحب قوانين - رحمة اللّه عليه - كه از مكه برگشته بود داخل شد پس محقق به سيد گفت شما با اين قرب ظاهرى و باطنى كه داريد از آن نعمتهاى غير متناهيه كه به دست آورديد چيزى به ما تصدق نمائيد ؟ ! سيد بدون تأمل فرمود كه من شب گذشته يا دو شب قبل ( ترديد از راوى است ) در مسجد كوفه براى اداى نافلهء شب رفته بودم براى مباحثه عزم مراجعت به نجف كردم تا درس تعطيل نگردد ولى براى رفتن به مسجد سهله در دلم شوقى افتاد ، ناگاه بادى وزيد و غبارى برخاست مرا به طرف مسجد سهله انداخت داخل شدم ديدم خالى از زوار بود جز شخصى جليل كه مشغول مناجات با قاضى الحاجات است به كلماتى قلب مرا منقلب و چشم مرا اشكبار نمود و من با آن كلمات كه هرگز از كسى نشنيده بودم و در ميان ادعيه نديده بودم در مكان خود ايستادم و گوش به آن كلمات فرا داشتم و از آنها لذت مىبردم تا آنكه از مناجات فارغ شد . پس به من التفات كرد و به زبان فارسى فرمود : « مهدى بيا » .