به حيوانات مشهور است و اين به معناى اعتقاد به « وحدت وجود » معتدل عارفانه است كه همه چيز را از خدا مىداند . « 1 »
مسايل بيان شده اثبات مىكند عالم بزرگوار محقق اردبيلى ، تنها با جنبههاى منفى تصوف مخالف بوده است نه با تمام عرفان بهطور مطلق .
هامش
( 1 ) . وحدت وجود در نظر محقق اردبيلى بدينگونه است كه : وجود ، يك حقيقت شخصى و قائم به ذات است و به عبارت ديگر ، وجود ، داراى يك فرد است و آن ذات اقدس بارى تعالى است و موجوديت اشيا و ماهيات ، فقط از اين راه است كه ارتباط و نسبتى با هستى وى دارند بدون آن كه خود وجوددار باشند و يا هستى قائم به آنها باشد .
اين انديشهء دستهاى از اشراقيان و محيى الدين عربى است كه طرفدارانى نظير محقق جرجانى و جلال الدين دوانى ، علامهء حلى ، شيخ بهايى و قاضى نور الله شوشترى ، پيدا كرده است ، البته برخى به اين نظريه اشكال گرفتهاند ، كه براى تفصيل آن و پاسخ محقق اردبيلى به آنان ، مىتوان به تعليقهء محقق اردبيلى بر شرح تجريد قوشچى ، نسخهء خطى ، ورق 16 و اسفار اربعه ، چاپ دوم ، ص 251 ، ج 1 و شرح منظومهء حكمت سبزوارى ، چاپ تهران ، 1298 ، ص 23 - 24 مراجعه نمود .