مال را كز بهر دين باشى حمول * نعم مال صالح خواندش رسول « 1 »
اگر با اين بينش به زندگى محقق اردبيلى بنگريم ، مىبينيم كه ايشان خود عارفى بوده است و نه مخالف با عرفان ، چنان كه نقل شده ايشان در سفر از نجف به كربلا براى زيارت روضهء مطهر حضرت سيد الشهداء ( عليه آلاف التحية و الثناء ) ، احتياطا بين نماز شكسته و تمام جمع مىكرد و مىگفت : زيارت مستحب و علمآموزى واجب است و بيم آن دارم كه به سبب كارى مستحب ، واجبى را ترك نموده باشم و سفر معصيت محسوب شود ، با اين كه در سفر هم از مطالعه علمى و تفكر و تحقيق باز نمىايستاد و با مقام بلند علمى از نظر تواضع در اوج بود چنان كه گفتهاند در يكى از سفرها ، زايرى كه ايشان را نمىشناخت جامهاى به او داد كه بشويد ، آن بزرگوار جامه را شسته و پيش او آورد ، آن شخص او را شناخت و شرمنده شد و معذرتخواهى نمود و مردم او را سرزنش نمودند ، فرمود او را ملامت نكنيد ، حقوق مؤمنان نسبت به يكديگر بيش از اين است ؛ و با اين حال بهرهء خويش را از دنيا مىگرفت يعنى اگر مقدور بود جامهء قيمتى مىپوشيد و آن به مصداق آيه شريفه بود كه :
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ، قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا »
« 2 » و البتّه انفاق نيز مىنمود :
« وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا »
« 3 » .
نيز از كرامات او آمده است كه در قحط سالى ، آذوقهء خود را بين فقرا تقسيم مىكرد ، آنگاه از جانب حق از غيب برايش ، روزى مىرسيد « 4 » و اين همان است كه در اصطلاح عرفان « فتوح » ناميده مىشود ، لطف و مهربانى ايشان حتى
هامش
( 1 ) . مثنوى دفتر اول بيت 983 - 984 .
( 2 ) . آيه 32 سوره اعراف .
( 3 ) . آيه 77 سوره قصص .
( 4 ) . سرگذشتها و خصايص نيكو از مقدّمهء حديقة الشيعه ، صفحهء ب به بعد نقل شده است .