بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
اى پيامبر جبريل امين قرآن را بر قلبت نازل نمود تا با زبان عربى روشن مردم را بيم دهى . متأسفانه برخى از مسلمانان كجانديش يعنى مجبّره و حشويه « 1 » - اخباريان - برداشت از آيات با بركات قرآن را منحصرا حق اهل بيت عصمت و طهارت مىدانستند چنان كه شيخ طوسى در تفسير تبيان و شيخ طبرسى در مجمع البيان ج 1 ص 23 و فيض كاشانى در تفسير صافى ج 1 ص 8 بابى را تحت عنوان « باب أنّ تفسير القرآن لا يجوز الّا بالاثر الصحيح و النصّ الصريح » گشودهانند و گزارش دادهاند كه استفاده از قرآن و تفسير آن بدون تأييد اثر و خبر صحيح و نص صريح به كلى روا نيست .
در حالى كه در سورهء قمر آيات 17 ، 22 ، 32 ، 40 چهار بار آمده :
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ »
هر آينه ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم پس آيا پندگيرندهاى هست ؟ ! و در سورهء ابراهيم آيهء 4 مىفرمايد :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ »
و ما نفرستاديم هيچ پيامبرى را مگر با زبان قومش تا برايشان پيام ما را به روشنى و كامل بيان كنند .
و در آيه 44 سورهء نحل وظيفه پيامبر اسلام را نيز تبيين ( بيان همراه با برهان ) مفاهيم قرآن براى عموم مردم و وظيفهء پيروان را تفكر و بررسى در آن اعلام و مىفرمايد :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ »
، و 20 آيه بعد مىفرمايد :
« وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »
ما اين كتاب را بر تو ( اى
هامش
( 1 ) . فرقههايى كه اعتقاد به مجبور بودن انسان در همه اعمال دارند كه جهم بن صفوان متوفاى 128 ه ق پيشواى فرقه جهميه از پيشتازان اين مكتب بهشمار مىآيد . و حشويه گروهى كه در تمسك به معانى ظاهرى و مفاهيم تحت اللفظى آيات قرآن جمود مىورزند و به همين دليل در بيان صفات خدا دچار اشتباه و قايل به تجسيم خدا و نفى تاويل كلام او مىباشند .
صفدى چهار فرقه اهل سنت را طبقهبندى كرده و غالب مالكيان را قدرى ( جبرى ) و غالب حنبليان را از حشويه و غالب شافعيان را اشعرى و غالب حنفيان را معتزله مىداند . لغتنامهء دهخدا ماده ( حشويه ) ، ص 684 .