و دناست بايد سخن بگوييم آنگاه در اين معنى بنگريم كه چرا انسان از دناست و پليدى نفرت دارد و به نظافت و طهارت و پاكيزگى متمايل است ؟
تا مزاجهايى از درهم آميختن عناصر چهارگانه شكل نيابد و وجود پيدا نكند انسان تنفّر پيدا نمىكند و چيزى را دنس نمىنامد . و هنگامى كه مزاجهاى خاصّى از تركيب عناصر پيدا شد انسان از آنها احيانا نفرت و كراهت پيدا مىكند . وقتى كه عناصر درهم شدند و هر كدام در حدّ اعتدال بودند مزاج انسانى تحقّق مىيابد و اين مزاج داراى هدف و غرض است ، و هر چه از آن اعتدال بيرون نباشد صورتا و مزاجا انسان است ( دقّت ) و اگر از اين مزاج اعتدالى ، انحراف حاصل شود ، انسان نخواهد بود ، و چنين انحراف و خروج از اعتدال ناگزير با فزونى يكى از عناصر يا بيشتر حاصل مىشود . اگر حرارت فزونى يابد هر چند بقيّه در اعتدال باشند به همين نسبت فزونى حرارت ، خروج از اعتدال مطرح است و اگر فزونى ، بيش از اندازهء معمولى باشد آن ، زهر كشنده است و اگر نسبتا كمتر باشد به همان ميزان زيانبار است هر چند كه به حدّ سمّ مهلك نرسد و لذا آن را دنس نمىگويند .
و اگر انحراف از اعتدال ، در جهت يبوست و سردى باشد و اين فزونى و خرج از حدّ ، بيش از اندازهء معمولى و در ضديّت مزاج انسانى باشد چنان چيزى سمّ و زهر مهلك است كه از اعتدال خارج است و اگر نسبتا كمتر باشد به هر حال زيانبار است كه از اعتدال و مزاج انسانى خارج است و فرق نمىكند چنان چيزى ، انسان و يا حيوان باشد زيرا كراهت و نفرت در همه آنچه ياد شد ، پيش مىآيد و همچنين است اگر دو عنصر ، انحراف پيدا كنند و از اعتدال خارج گردند كه امتزاج عناصر ، انواع مختلفى دارد . هرگاه رطوبت از اعتدال خارج باشد و توأم با آن ، حرارت نيز نامتعادل باشد وضع و حالتى پيش مىآيد كه آن را عفونت نامند و آن ، در واقع عاجز شدن حرارت است در از ميان بردن رطوبت ( زايد ) و اينجاست كه مزاج ضد اعتدال پيدا مىشود
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٧٢