مقدمه :
طهارت و نجاست و واژههاى مترادف و هممعنى آنها در لغات و زبانهاى مردم دنيا ، متناسب با فرهنگ عمومى آنان ، مطرح بوده و هست .
طهارت و نجاست ، پاكى و پليدى در قرآن كريم و تحليل مفهوم و تعيين مصداق آنها در فقه اسلامى از آغاز تاكنون مورد توجّه بوده است . و مفسّران و فقيهان و اهل حديث در آن مقوله ، سخنها گفته و نظرها دادهاند . دانشمندان اسلامى دربارهء طهارت و نجاست انسان ، حيوان و اشياء بحث و بررسيها كرده و آثار بيشمار و گرانسنگى آفريدهاند ، امّا جاى بحث و گفتگوى علمى ، مستند و مستدلّ در مواردى همچنان به قوّت خود باقى است و كلام توأم با حجّت و برهان هر چند مخالف نظر و رأى برخى عالم و فقيهان - چه در قديم و چه در روزگار معاصر - جايگاه و منزلت شايستهء خود را دارد .
جالب توجّه آنست كه اين بحث ، گاهى از چهارچوب فقه ، تفسير و حديث فراتر رفته و از بعد فلسفى و روانشناسى هم مدّنظر قرار گرفته است .
ابو حيّان توحيدى در اين زمينه چنين ، سؤال طرح كرده است : « ما سرّ النفس الشريفة فى ايثار النظافة و محبّة الطهارة . . . » راز اينكه نفس آدمى ، نظافت را برمىگزيند و به نظافت و پاكى و پاكيزگى متمايل است ، چيست ؟
و ابو على مسكويه چنين پاسخ داده است : قبلا از سبب نظافت و علّت آلودگى