رصد كرده و يا يكى ديگر از اين مجموعه را و چون ديده است او در گردش است و دايره نسبتا بزرگى را سير كرد از اينرو به شهيد ثانى و به علامه حلى - رحمة اللّه عليهما - اشكال كرد ، و اگر دقتى در سخنان اين دو بزرگوار مىفرمود اين اشتباه رخ نمىداد ، چنان كه ما قبلا توضيح داديم .
پنجم ) : فرمود علم هيأت دقيق و با مشقت است پس بعيد است شارع احكامش را به اين علم واگذار كرده باشد وانگهى اهل اين علم جز تعداد نادرى ، عدالت ندارند و از حكيمان غير مسلمان هم نمىشود در اينجا تقليد كرد ، بايد عرض كرد مشقت داشتن و دقيق بودن كه دليل استبعاد نمىشود وانگهى اگر ما سمت و سو و جهت قبله را از حكيم غير مسلمان فرا گيريم و يا از نوشته او استفاده كنيم و يا حتى اگر از او تقليد كنيم ( تقليد در موضوعات ) چه ضررى دارد ؟ اگر كافرى كه آگاه به طول و عرض جغرافيايى زمينى و فضايى باشد و به ما جهت قبله را نشان داد چون او كافر است ما بايد به جانب ديگرى نماز بخوانيم ؟ پس به نظر مىآيد اين استبعاد از ايشان بعيد باشد .
پاسخ اشكال مقدس اردبيلى به علامه حلّى :
از سبك و سياق سخن مقدس اردبيلى « ره » چنين برمىآيد كه او سخن علامه را همچون سخن شهيد اول « ره » يافته كه قطب عالم عبارت است از ستارهاى كمسو واقع ميان جدى و فرقدان ، ولى چنان كه اشاره شد اين يك اشتباه است زيرا آنان قطب عالم را در خميدگى ( حدبه ) قوس دوم نزديك به يك ستاره نامريى با حركتى بسيار ناچيز و نزديك به ستاره جدى معرفى كردند و چنان كه اشاره شد عبد الرحمان صوفى نيز قبلا در همانجا معرفى كرده بود ، وانگهى حركت گردنايى هم آن قدر كم است كه نمىتوان گفت : قطب عالم از زمان علامه