تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

ب : برخورد منفى با سلاطين

صاحب جواهر آن‌چه را كه سلاطين جور به عنوان « مقاسمه » از غلات و به عنوان « خراج » از اموال مردم دريافت مىكنند ، مبرىء ذمه مىداند ، همچنانكه سلطان عادل دريافت مىكند ، بلكه مسأله را از ضرورياتى مىداند كه محتاج استدلال به روايات و اثبات نيست . اما محقق اردبيلى در اين امر مخالفت كرده و حتى رساله مستقلى در اين موضوع تحت عنوان « رسالهء خراجيّه » نگاشته و در آن شكايت و تظلم فراوانى از سلاطين جور نموده و آنان را ظالم ، غاصب و گنهكار در دريافت و پرداختها و تصرفاتشان دانسته است ، پس چگونه ممكن است آن را مجاز و حلال بداند ؟ صاحب جواهر ضمن غريب شمردن اين سخن ، آن را « اجتهاد در مقابل نص » دانسته و معتقد است كه ائمه چون مىدانستند كه تا زمان ظهور قائم عليه السّلام حاكميت سلطان عادل ممكن نيست و مسلمانان به حقوقشان نمىرسند جز با مراجعه به سلاطين و امراى جور ، لذا مراجعه به آنان را اجازه داده‌اند ، زيرا تحريم آن مردم را دچار زحمت و مشقت مىكند و همه حقوق خود را از دست مىدهند . « 1 » مقدس اردبيلى همچنين در بحث جهاد و دريافت جزيه از اهل كتاب ، دريافت آن را توسط حاكم جائر مجاز نمىداند و اجتناب از آن را واجب مىشمارد و مطابق با احتياط معرفى مىكند . « 2 » گرچه صاحب جواهر نظر او را غريب شمرده ، بالاخص كه سقوط جزيه را در زمان غيبت به اردبيلى نسبت داده است . « 3 » محقق اردبيلى در مسأله « بردن دعاوى نزد حكّام جور و گرفتن حكم از ايشان » مانند ساير فقهاء و با استفاده از روايات ، فتوا به حرمت داده حتى اگر حق فى نفس الامر ثابت باشد ؛ و تفاوتى نمىكند كه سلطان جائر شيعه باشد يا سنى ،
هامش
( 1 ) . جواهر ، ج 22 ، ص 181 . ( 2 ) . مجمع الفائده ، ج 7 ، ص 519 . ( 3 ) . جواهر ، ج 21 ، ص 264 .