اين در حالى بود كه مهندس « لرزاده » كار تزيين و كاشىكارى داخل مسجد اعظم قم را آغاز كرده و مقدارى از آن را هم انجام داده بود ؛ اما آيتالله بروجردى دستور توقف آن را صادر كرد . آقاى مهندس هر چه تلاش كرد و حتى چند نفر از آقايان علما را واسطه قرار داد ، نتوانست موافقت ايشان را بگيرد و كاشى كارى و تزيين مسجد از همان زمان تا امروز به صورت نيمه تمام باقى مانده است . « 1 » زيرا ايشان اعتقاد داشتند در شهر قم چندان نيازى به تزيين مساجد نيست و هر چه سادهتر باشد معقولتر است .
در زمان شاه ، وقتى احداث خيابان چهارمردان قم آغاز گرديد ، بسيارى از علماى شهر مخالف اين طرح بودند و مالكيت خصوصى را عنوان مىكردند و مىگفتند مردم راضى به فروش منزل خويش نيستند و دولت حق ندارد به زور آن را تصرف كرده و خيابان احداث بكند . از اين رو ، وقتى كار احداث آن به پايان رسيد به تصور اين كه خيابان غصبى است از آن عبور نمىكردند و به رفت و آمد از كوچه پس كوچههاى تنگ و تاريك بسنده مىكردند . در اين ميان ، آيتالله بروجردى از جمله فقهاى نادرى بود كه اين پروژه را به صلاح عموم مردم تشخيص مىداد و از آن حمايت مىكرد و مىفرمود « امروز وضعيت جامعه طورى است
هامش
( 1 ) . همان ، ص 171 ، به نقل از آيتالله شيخ مجتبى عراقى .