كرد . در اين راستا ، متون خطى و قديمى فقهى از قبيل جوامع الفقهيه و مفتاح الكرامة را كه به ورطهء فراموشى سپرده شده بود در محافل حوزوى وارد و عنوان كرد و اقدام به چاپ و نشر آنها نمود . « 1 »
وى در استنباط هر فرع فقهى ، اگر به حديثى برخورد مىكرد به زمان صدور آن مراجعه مىنمود ؛ بهخصوص از نظر وجود فقهاى اهل سنت و آراء آنان در مدينه و نيز در شهرهايى كه سؤال كنندگان از امام در آن ديار سكونت داشتهاند و يا در تماس بودهاند و هم از نظر برداشتى كه خود اصحاب و سؤال كنندگان از آن فرع فقهى داشتهاند و همان برداشت سبب سؤال از امام شده است . آيتالله بروجردى با توجه به عنايتى كه به اقوال و كتب قدما داشت و از طرفى هم چون ايشان به نكات ريز و درشت تاريخى مسلط بود ، لذا همهء اين موارد را كه قبلاص سابقه نداشت ، كه قبلًا سابقه نداشت ، در بحثهاى خود به دقت دنبال مىكرد . « 2 »
ب : شيوهء اصولى
آيتالله بروجردى اشراف كم نظيرى بر مسائل علم اصول داشت و به آن اهتمام مىورزيد و بسيارى از مسائل آن را با دقت بررسى و موشكافى كرده بود . وى در مفهوم « اجماع »
هامش
( 1 ) . چشم و چراغ مرجعيت ، ص 131 ، اقتباس از مصاحبهء آيتالله شيخ لطفالله صافى گلپايگانى .
( 2 ) . حوزه ، ش 43 و 44 ، اقتباس از مقالهء سيد جواد علوى .