به متن درسى بسنده نمىكرد بلكه به طور تحقيقى و گسترده موضوع را پيگيرى مىنمود و در آن به حد اجتهاد مىرسيد . ايشان خود مىفرمود : « من حتى مسائل علم نحو و مطالب معانى و بيان را به طور اجتهادى خواندم و بررسى كردم .
سعى كردم در هر مسأله از هر علمى كه مىخوانم ، صاحب نظر باشم . . . » « 1 »
آيتاللّه حاج شيخ على صافى گلپايگانى دربارهء شخصيت علمى ايشان مىگويد :
ايشان از نظر علمى فرد جامعى بودند . در فقه ، اصول ، تفسير ، رجال ، تاريخ ، فلسفه وغيره صاحب نظر بودند . تسلط ايشان بر اقوال فقهاى عامّه فوقالعاده بود . به همين خاطر هم استنباطهاى خوبى داشتند . در فلسفه ، از شاگردان ممتاز جهانگير خان در اصفهان بودند و تبحر كامل داشتند . گفته مىشد در فلسفه بعد از مرحوم سبزوارى تا آن زمان ، كسى مانند مرحوم كمپانى و آيتالله بروجردى نيامده است . شعرهاى منظومه را به خوبى حفظ داشتند و در رجال ، اجتهاد مىكردند و تنها به نقل ديگران اكتفا نمىنمودند .
در اصول صاحب مبنا بودند . در مسائلى مانند ترتب ، مبانى جديد داشتند و مسائل اصول فقه را ريشهيابى مىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . چشم و چراغ مرجعيت ، ص 126 .
( 2 ) . حوزه ، ش 43 و 44 ، ص 112 ، به نقل از آيتالله شيخ على صافى گلپايگانى .