آنها اشاره كرديم و موارد گوناگون و فراوانى از آنرا ناگفته گذاشتيم .
دليل ملموس و عينى ديگر ، فراوانى شمار برادران ايرانى است كه طى قرنهاى متمادى به مصر آمدند و در اين سرزمين اقامت و مسكن گزيدند و حتى محل كار خود را در جوار سر مبارك انتخاب كردند بگونهاى كه بسيارى از نامهاى ايرانى تا مدت زمان اندكى پيش - و تاكنون - برفراز مغازهها و فروشگاهها و نمايندگىها ، به چشم مىخورد و در اطراف اين بارگاه عرضهء فرشهاى شيرازى و تبريزى نيز رواج و گسترش يافته است .
علاوه بر اين حجرهء كوچكى كه جماعت " بهره " تقديم بارگاه حسينى كردند نيز مطرح است ؛ در ميان اين جماعت بسيارى از علما و پژوهشگرانى يافت مىشوند كه مطالعه كرده و نسبت به وجود سر مبارك مطمئن گشتهاند و به همين دليل در سال 1965 م . اين حجره را به قيمتى بالغ بر 300 هزار ليره - كه از سوى جماعت مزبور گردآورى شده بود - اهدا كردند ؛ حجرهء كوچك ديگرى نيز به بارگاه بانو زينب ( رض ) اهدا كردهاند .
واقعيت آناست كه اين بارگاه شكوه و بركت خود را دارد و دولت مؤمن مصر اين بارگاه را تبديل به مسجد اصلى ويژه برگزارى نمازهاى عيدين و نيز مراسم مهم دينى كرده است . بدين ترتيب وجود سر [ مبارك ] در مصر ثابت مىشود .
بههرحال سر [ مبارك ] امام حسين يا بدن آن حضرت - به گفته سبط ابن الجوزى « 1 » - هركجا باشد ، در دلها و وجدانها جاى دارد و ساكن جانها و سينههاست . « 2 » بنا به نظر العقاد مهم آناست كه : « سر مبارك هركجا كه بهخاك سپرده شده باشد ، در هرجايى
هامش
( 1 ) - شمسالدين يوسف بن قزعلى بن عبدالله التركى العوينى الهبيرى البغدادى الحنفى معروف به سبط ابن الجوزى واعظ بليغ و مؤرخ توانا در سال 581 هجرى قمرى تولد يافت و سپس به دمشق رفت و در آنجا ساكن شد و به كار فتوا و تدريس پرداخت تا سرانجام در سال 654 هجرى در جبل قاسيون وفات يافت ، نگاه كنيد به : وفيات الاعيان ، 3 : 142 .
( 2 ) - تذكرة الخواص : 266 .