تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
وقتى بانو نفيسه در انديشهء بازگشت به مدينه منوره شد ، مردم مصر او را رها نكردند ، از هرجا و هر وقت به ديدارش آمدند و به وى تبرّك جستند و براى بازداشتن وى از بازگشت ، نزد والى شهر رفتند تا شفاعت كند و از بانو نفيسه بخواهد تا در مصر بماند . از زبان بانو نفيسه گفته شده است علت انديشه وى به بازگشت به مدينه منوره از اين قرار بود كه مىگفت : « من تصميم داشتم پيش شما بمانم ولى زن ضعيفى هستم و مردمان بسيارى پيرامونم جمع مىشوند و مرا از ذكر و دعا و توشهء را هم بازمىدارند . » « 1 » همان كارى كه مردم مصر با گوهرهاى خاندان نبوّت كردند ، با آن سرهاى مبارك نيز كردند و براى انتقال آن‌ها و به‌خاك سپردنشان در مصر ، از هيچ كوشش و فداكارى دريغ نكردند . اين كار را با سر مبارك امام حسين بن على ( ع ) نيز انجام دادند . با سر مبارك زيدبن زين‌العابدين و سر مبارك سيد ابراهيم بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن على نيز چنين كردند . * * * در مورد سر مبارك زيد بن على زين‌العابدين و سيد ابراهيم بن عبدالله ، مصريان در زمان امويان و عباسيان دست به قمار بزرگى زدند و اين دو سر را از مسجدالجامع - مسجد عمرو - ربودند تا به‌خاكشان بسپارند و به صورت زيارتگاه‌هايى درآيند . در آن زمان در دورهء امويان و در دوره‌هاى بسيارى از ايّام عباسيان ، شيعه اهل بيت بودن جرم بزرگ و غيرقابل بخشش شمرده مىشد ؛ سر مبارك زيد را در قسطاط و سر سيد ابراهيم را در المطرية به‌خاك سپردند . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين مطلب را الشبلنجى در نورالابصار صفحه 399 ذكر كرده است . ( 2 ) - همان منبع صفحه 406 .
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 76 | السيد هادي الخسروشاهي