تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
حضر نمىتوانستم روزه بگيرم ولى هنگامى كه قرعه به نام من افتاد ، روزه گرفتم . و به نقل از ثابت بن أنس آمده كه مىگويد : درباره زينب دختر جحش اين آيه نازل گرديد : «
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها
» ( سوره الاحزاب - 37 ) ( پس چون زيد از آن [ زن ] كام برگرفت [ و او را ترك گفت ] وى را به نكاح تو درآورديم . . . ) و به نقل از عايشه آمده كه گفته است : زينب دختر جحش زنى كوتاه قامت بود و دستان هنرمندى داشت و دباغى و سوزن‌دوزى مىكرد و در راه خدا صدقه مىداد . و به نقل از الشعبى آمده كه گفته است : همسران پيامبر از وى پرسيدند : كدام‌يك از ما زودتر به تو ملحق مىشويم ؟ فرمود : آنكس كه دست درازترى دارد . و هنگامى كه زينب وفات كرد دآن‌استند كه او در خير و صدقه ، دست درازترى داشت . زينب دختر جحش در ايام خلافت عمربن الخطاب وفات كرد . عمر بر جنازه‌اش نماز خواند . از او پرسيدند : چه كسى وارد قبرش مىشود ؟ گفت : همان كسى كه در زندگىاش بر او دخول مىكرد . الزبير بن ابوبكر به نقل از محمد بن ابراهيم بن عبدالله به نقل از پدرش حديثم كرده مىگويد : از ام عكاشه دختر محصن پرسيدم : روزى كه زينب وفات كرد چند سال داشت ؟ پاسخ داد : ما زمانى كه در هجرت وارد مدينه شديم ، او سى و اندى سال داشت و در سال 20 ه - ق وفات كرد . زينب دختر عقيل بن ابىطالب مادرش كنيز بود و او بنابر رواياتى كه در اختيار داريم بزرگ‌ترين و عاقل‌ترين دختران عقيل به‌شمار مىرفت . زينب كبرى دختر على بن ابىطالب مادرش فاطمه زهرا دختر رسول خدا ( ص ) بود و در زمان حيات جدّش ( ص ) به دنيا آمد و به عقد ازدواج عبدالله بن جعفر درآمد و براى او فرزندانى به دنيا آورد كه در " كتاب النسب " از آن‌ها ياد كرديم .