تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
ابوالعاص تعهد گرفت كه همسرش را طلاق دهد ؛ او نيز قول داد و به قول خود عمل كرد . موسى بن عبدالله حديثم گفته مىگويد : محمدبن مسعدة به نقل از پدرش ، از جدّش از عمروبن حزم نقل كرده كه گفته است : زينب دختر رسول‌خدا ( ص ) در ابتداى سال هشتم ه - وفات يافت . و باسندى كه به عبدالله بن رافع مىرسد به نقل از پدرش و از جدّش آمده كه مىگويد : امّ ايمن كسى بود كه زينب دختر رسول‌خدا ( ص ) را غسل داد . و با اسناد به ام‌عطية آمده كه گفته است : وقتى زينب دختر رسول‌خدا ( ص ) را غسل داديم موهاى دوطرف پيشانى او را بافتيم و به پشت سرش انداختيم . پيامبرخدا ( ص ) لفافه‌اى به ما داد و فرمود : موهايش را بدين لفافه ببنديد . زينب دختر جحش فرزند رئاب بن يعمربن صبرة بن مرّة بن كثير بن غنم بن اوران بن اسد بن خزيمة ، مادرش اميمة دختر عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بود . الحسين بن جعفر به ما گفته است : سلمة بن شبيب ما را خبر داده مىگويد : جعفر بن محمد به نقل از پدرش آورده كه مىگويد : زينب از جمله كسانى بود كه با رسول‌خدا ( ص ) مهاجرت كرده ؛ او زن زيبايى بود و پيامبرخدا او را به عقد زيدبن حارثة درآورد . زينب گفت : اى رسول خدا من آن‌را براى خود نمىپسندم زيرا من بيوه قريش هستم . حضرت فرمود : ولى من تورا براى او پسنديده‌ام . بدين ترتيب به همسرى زيد بن حارثه درآمد . جدّم با سند خود به على بن الحسين به نقل از پدرش حديثم كرده گفت : رسول خدا ( ص ) به دنبال زيد بن حارثه به خانه‌اش آمد ولى او را نيافت ، زينب دختر جحش حاضر شد و به ايشان گفت : اى رسول‌خدا او اينجا نيست ، پدر و مادرم به‌فدايت ، وارد منزل شو . ولى رسول خدا ( ص ) وارد آن خانه نشد و هم‌چنان‌كه آنجا را ترك مىگفت با صداى بلند مىگفت : « سبحان الله العظيم ، سبحان مصرّف القلوب » ( پاك و منزه است خداى بزرگ ، پاك و منزه است خدايى كه دل‌ها را بازمىدارد . ) در اين حين ، زيد به