كسى كه اين تربت را كشف كرد و بر روى آن گنبدى ساخت به نظر على پاشا مبارك « 1 » ، جناب عبدالرحمن كدخدا بود كه خداى خيرش دهد و باران رحمتش را بر وى فرود آورد .
از اينجا اختلاف نظر نويسندگان در مورد بهخاك سپرده شدن حسن الانور در مصر روشن مىشود هرچند امام الشعرانى برآناست كه : روح آدمى در برزخ مانند كسى است
كه در رودى جارى شنا مىكند و به هرجا مىرود ، يعنى در هرجايى ظاهر مىگردد . « 2 »
در واقع شواهد فراوانى وجود دارد كه حضور و وجود اهل بيت - بهويژه كسانى كه پيرامون بهخاك سپردنشان در مصر اختلاف نظر است - را در اين سرزمين ثابت مىكند . و حسنالانور با توجه به ضريح و مسجدى كه به نام وى وجود دارد به لحاظ تاريخى و معمارى چنان است كه اثبات بهخاك سپردن يا انتقال پيكر پاك او به مصر نيازمند پژوهشهاى پژوهشگران و مجتهدان است .
قديمىترين تاريخى كه در مورد مسجد سيدى حسن الانور به آن دست يافتم ، مربوط به دوره مماليك بحرى در قرن هشتم ه - و در زمان الناصر محمد بن قلاوون يعنى حدود شش قرن پيش بوده است . البته اين بدان معنا نيست كه بناى اين مسجد در اين تاريخ آغاز شده است بلكه پيش از آن بوده و دليلش هم مطلبى است كه در خطط ( على باشا مبارك ) آمده كه مىگويد : قاضى فخرالدين محمد بن فضلالله ناظر الجيش بهنام الملك الناصر محمد بن قلاوون آنرا بنا كرد و عمارتش در سال 712 ه - به پايان رسيد و از همان هنگام نماز جمعه در آن برگزار مىشود ؛ داراى چهار در و ( 137 ) ستون است و مساحت آن يازده هزار و پانصد ذرع [ مربّع ] است و در زمان خود از
هامش
( 1 ) - الخطط التوفيقية 5 : 272 - 271 .
( 2 ) - همان منبع : صفحه 275 .