در كتاب الكامل « 1 » ( المبرّد ) آمده است : حسن الانور در حجّ بود كه توجهش به شخصى جلب شد كه مزاحم حاجيان مىشد . به او اشاره كرد و گفت : « احمقى است كه پشمى بافته است ! » به اين معنا كه او كارى مىكند كه زيانش بيش از سود آناست و در واقع حج خود را خراب مىكند زيرا ايجاد مزاحمت در حج مكروه است .
سختگيرىاش در اقامه حدود الهى
حسن الانور در ايام كارگزارىاش بر مدينه ، نمونه اقامه حدود الهى و رعايت آداب دينى و شرعى بهشمار مىرفت . يكبار عبدالله بن مسلم بن جندب الهزلى را از امامت مسجد الاحزاب بر كنار كرد .
عبدالله به او گفت : چرا مرا از مقام آبا و اجدادىام عزل مىكنى ؟
حسن الانور پاسخش داد : بركنارى تو از اين مقام تنها براى روزهاى چهارشنبه است . در اين روز زنان نيز اجازه نمازخواندن در مسجد را داشتند كه [ امام جماعت مسجد ] با ابيات شعرتغزلى متعرض يكى از زنان شده بود و الانور با اين عزل ، او را تنبيه كرد . « 2 »
شاعرى بود كه ابن هرمة نام داشت و با وى داستانها و خاطرات شيرينى داشت هنگامى كه حسنالانور به امارت مدينه منوره گمارده شد ، به او گفت : من از آن كسانى نيستم كه براى آنكه ستايشش كنى يا از ترس نكوهش تو ، دين خود را بفروشند . خداوند عزوجل مرا به ولادت پيامبر بسيار ستايشگر خود روزى داده و از پلشتىها دور ساخته است و از حقوق وى بر من آناست كه هرگز از كسانى كه در حق خدايم كوتاهى مىكنند چشمپوشى ننمايم و سوگند بهخدا اگر تورا مست نزد من آورند حدّ شرب خمر و حدّ مستى - هر دو را - بر تو جارى مىسازم و بنابر حرمتى كه نزد من دارى بيشتر هم جارى مىكنم . . . پس شرابخوارى را براى خداوند متعال ترك كن و آنرا به مردم وامگذار كه وامدار آنها خواهى شد . « 3 »
هامش
( 1 ) - الكامل 4 : 221 كه پيش از اين بدان اشاره شد .
( 2 ) - معجم البلدان 5 : 87 - 86 .
( 3 ) - خطط المقريزى 4 : 326 .