تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
الذهبى در ادامه مىافزايد : و در اين سال ( يعنى سال 145 . ) برادرش ابراهيم بن عبدالله بن حسن در بصره شورش كرد ؛ او از حجاز به بصره رفته بود و مخفيانه همراه با ده نفر وارد شهر شده بود و هنگامى كه خبر قيام او به گوش المنصور [ خليفه عباسى ] رسيد ، مسير حركت خود را تغيير داد و به كوفه رفت تا از مردم آنجا در امان باشد ؛ او مردم را ملزم به پوشيدن لباس سياه كرد و هركس كه او را متهم مىكرد ، مىكشت يا به زندان مىانداخت . والى بصره در كار ابراهيم سستى به‌خرج داد لذا كار او دامنه پيدا كرد ؛ المنصور براى جنگ با او پنج‌هزار جنگجو مهيا كرد و در ميان اين دو گروه درگيرىهاى متعددى درگرفت و گروهى از اهالى بصره و واسط كشته شدند ؛ ابراهيم در طول ماه رمضان فرستادگانى را به شهرهاى مختلف مىفرستاد تا عليه منصور از هر سو قيام كنند ؛ در اين ميان خبر كشته شدن برادرش در مدينه به تاريخ سه روز مانده به عيد فطر به گوش وى رسيد ؛ منصور نيز بلافاصله عيسى بن منصور را از مدينه به جنگ ابراهيم فرستاد . « 1 » اى بسا ذكر جزئيات حوادثى كه ميان منصور و ابراهيم گذشت ، توجيه كننده بريدن سر ابراهيم از سوى منصور و گرداندن اين سر در شهرهاى مختلف براى عبرت‌آموزى علويان و ترساندن ايشان از قيام عليه او و ديگر مقامات بنىعباس باشد . در حوادث سال 145 ه - آمده است كه منصور در مصاف با ابراهيم قرار و آرام نداشت و لشكريان را مجهز مىساخت و آماده مىكرد و به مدّت پنجاه شب چشمش رنگ خواب نديد چون هر روز از گوشه‌اى ، حركتى عليه او صورت مىگرفت . « 2 » الحافظ الذهبى مىافزايد : اگر سعادت يارش نبود تاج و تخت او فرو مىريخت و اگر ابراهيم حمله خود را از كوفه آغاز مىكرد مسلما بر منصور چيره مىشد ولى او ديندار بود و مىگفت : بيم آن دارم كه حمله‌ام به اين شهر باعث ريخته شدن خون كوچك و بزرگ گردد ؛ يارانش نيز بر خلاف تعداد اندكى ، با او اختلاف‌نظر داشتند . « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الاسلام 9 : 36 به بعد . العبر فى خبر من غبر 1 : 199 . ( 2 ) - العبر فى خبر من غبر 1 : 200 و نگاه كنيد به : تاريخ الاسلام 9 : 38 . ( 3 ) - العبر 1 : 201 .