رباب ، براى امام حسين دخترى به نام سكينه ( س ) آورد و پيش از آن عبدالله « 1 » را آورده بود . سكينه در دامان پدر و مادر پرورش يافت ؛ پدرش علاقه بسيار زيادى به او داشت بهطورىكه ابيات زير را از قول وى در مورد اين دختر و مادرش به حضرت نسبت دادهاند :
- بهجانت قسم من خانهاى را دوست دارم كه در آن سكينه و رباب حضور داشته باشند .
- آندو را دوست دارم و همه دارايىام را نثارشان مىكنم و كسى نمىتواند مرا سرزنش كند .
- توجهى به سرزنشكنندگان ندارم ، در زندگى و پس از مرگم چنين خواهم بود . « 2 »
به نظر مىرسد كه آنحضرت را به خاطر عشق شديد خود به همسر و دخترش نكوهش مىكردهاند و او نيز به نكوهشكنندگان پاسخ مىگفت .
ولادت حضرت سكينه در حدود سال 47 ه - بود ؛ وقتى عمويش امام حسن در سال 50 ه - وفات يافت او سه سال داشت و در چهارده سالگى همراه پدرش امام حسين ( ع ) شاهد كارزار كربلا بود . « 3 »
سكينه در كوران حوادث
حضرت سكينه شاهد حوادث خونينى بود كه در حادثه معروف كربلا به شهادت پدرش انجاميد . او همراه با عمهاش زينب و ديگر فرزندان امام حسين [ ع ] و برادران و
هامش
( 1 ) - كودك شيرخوارهاى كه بر اثر تيرى كه از طرف اردوى امويان به سويش پرتاب شد و در حالى كه در دستان پدر از تشنگى بىتابى مىكرد به شهادت رسيد ؛ پدر براى گرفتن آب ، او را با خود به ميان لشكريان آورده بود .
( 2 ) - زهرالاداب 1 : 100 .
( 3 ) - سكينه بنت الحسين ( بنت الشاطى ) : صفحه 22 .