گفت : هركس زندگى را دوست بدارد ، خوار گردد .
سالم خدمتكار هشام گفت : از خدا مىخواهم مبادا كه كسى اين سخن را از تو شنيده باشد . « 1 »
زيد از بهترين عابدان و زاهدان و بزرگان بنىهاشم بود . شاهان بنىاميه به حكمرانان عراق مىنوشتند كه مانع از حضور مردم كوفه در مجلس زيد بن على شوند زيرا او داراى زبانى است كه از لبهء تيز شمشير برندهتر و تيزتر از نوك دندانها و رساتر از سحر و جادو و دميدن در گرههاست . « 2 »
والشعبى گفته است : بهخدا سوگند هرگز زنان بهتر از زيد بن على و فقيهتر و شجاعتر و زاهدتر از او نزادهاند . « 3 »
ابوحنيفه گفته است : من هم زيد بن على و هم خانوادهاش را ديدم ، در اين زمانه فقيهتر و عالمتر و خوش سخنتر و حاضرجوابتر از وى نديدم . او بىهمتا بود و او را همپيمان قرآن مىگفتند ؛ يك بار اين آيهء كريمه را خواند :
« وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ »
( سوره محمد - 38 ) ( و اگر روى برتابيد [ خدا ] جاى شما را به مردمى غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود . ) گفت : اين يك تهديد و در عين وعده از سوى خداوند متعال است . و سپس گفت : خداوندا ! كسى كه از تو روى
گرداند ، پناهى ندارد . . . « 4 »
بانو نفيسه ( س ) در خانوادهاى نبوى پرورش يافت و و پس از آنكه در مكه مكرمه با عزت و احترام فراوان بسر برد ، پدرش او را در حالى كه پنج سالگى را پشت سر گذارده بود ، به مدينه برد و ابتدا با وى زندگى كرد و هر آنچه از امور دين و دنيا نياز
هامش
( 1 ) - جزييات اين داستان را در تاريخ دمشق 21 : 334 - 333 و مروج الذهب 3 : 206 و الصواعق المحرقه : 247 - 246 ، ببينيد .
( 2 ) - نگاه كنيد به : زهرالآداب و ثمرالالباب ( الحصرى القيروانى ) 1 : 72 .
( 3 ) - همان منبع .
( 4 ) - تاريخ دمشق 23 : 299 ، خطط المقريزى 3 : 335 ، الروض النضير ( السياغى ) 1 : 98 .