تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
والى مصر برادر همسرش عبدالله بن عبدالملك به آن‌ها پيشكش شده بود ، دفن گرديد : او از زنان نيكوى روزگار بود و پيش از وفات برادرزاده‌اش ، وفات يافت . پدرش ابومحمدالحسن الانور فرزند زيد الأبلج فرزند حسن السبط بن على بن ابىطالب ( رض ) بود و لذا او گل باغ نبوتى بود كه شاخ و برگ‌ها و ريشه‌هاى پاك و پاكيزه‌اى دارد و از سلالهء رسالتى است كه سرتاپاى آن‌را افتخار و شرف فراگرفته و از ارجمندى و كرامت فراوانى برخوردار بوده است . - اى خوشا گلستانى كه در جاودانگى روييده و هرگز چون آن درختانى وجود ندارد . - ريشه‌اش مصطفى و شاخه‌اش فاطمه كه با على - سرور آدميان - پيوند خورده است . - دو هاشمى [ حسن و حسين ] نوادگانى كه ثمره آنند و شيعيان برگ‌هاى پيچيده بر گردن اين ميوه‌اند . - اين گفته رسول خداست كه اهل روايت در اخبار خود بدان اشاره كرده‌اند : - من با دوستى آن‌ها در فرداى رستاخيز اميد نجات و قرار گرفتن در بهترين گروه مردمان دارم . « 1 » پدر وى امام بزرگوار و عالم جليل‌القدرى از بزرگان اهل‌البيت و در شمار تابعين و مستجاب‌الدعوة و مرد فاضل و شريفى بود . در 150 ه - ق ابوجعفر المنصور خليفه عباسى كارگزار خود جعفربن سليمان را از كارگزارى مدينه بر كنار كرد و به‌جاى او الحسن بن زيد را برگمارد و او نيز تا زمان بركنارى از سوى المنصور به علت سعايت عليه او در 156 ه - ق ، كارگزار مدينه باقى ماند . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين ابيات در كتاب بشارة المصطفى صفحه 76 آمده و منسوب به يعقوب الطبرانى است ؛ در الغدير 3 : 8 نام شاعر ابويعقوب النصرانى ذكر شده است . ( 2 ) - نگاه كنيد به تاريخ بغداد 7 : 309 به بعد و المنتظم فى تاريخ الملوك و الامم 8 : 294 .