احوال ، كدام فقير از من نيازمندتر و فقيرتر است ؟ ! » « 1 »
به اين شيوهء زيبا و با چنين مفاهيم و الا و گسترده و با اين تراوشات سرشار از ايمان و خرد و درك عميق ناشى از تجربههاى زندگى و متأثر از انوار نبوتى كه در ژرفاى وجود آنحضرت ( ع ) وجود داشت ، آن امام تجسّم تمامى ارزشهاى حق ، زيبايى ، نيكى ، عدالت و ايثار بود .
آنحضرت [ ع ] همواره براساس اصول ، زندگى مىكرد و نفاق و مداهنه و كوشش براى كسب غنايم حقير مادى بر وى مؤثر نبود ؛ او در حالى زندگى مىكرد كه در دلش آيين قرآن و سنت جدّ بزرگوارش ( ص ) قرار داشت و به همين دليل در تمامى زندگى حق را جستوجو مىكرد و در راه آن تلاش مىفرمود و از باطل متنفر بود و با آن مبارزه مىكرد .
اين ويژگىهاست كه مواضع وى بههنگام تصميم در ايستادگى در برابر ستمگرىهاى بنىاميه و يزيد بن معاويه و شهادت در راه اين اصول را توجيه مىكند ؛ اگر او در پى زندگى پر از تجملى و پر ناز و نعمتى بود ، مىتوانست و حكومت آماده بود تا هرآنچه براى ايستادگى نكردن ايشان و برملا نساختن دروغهاى ايشان و افشاى دورى اين حكومت از راه و رسم خلفاى راشدين مىخواست ، به وى بدهد .
اگر چنين مىخواست كافى بود سكوت اختيار كند و از درگيرى با سياستهاى دولت اموى و نماينده شاخص آن يزيدبن معاويه اجتناب ورزد ولى او زير بار آن نرفت كه ستمگرىها را ببيند و سكوت اختيار كند . نخواست شاهد اوجگيرى باطل باشد و ساكت بماند . نمىتوانست شاهد آن باشد كه حكم به قرآن و سنت رنگ ببازد و او
هامش
( 1 ) - در مورد سخنان نغز و حكمتها و جز آنها ، نگاه كنيد به كتاب : تحفالعقول من آل الرسول نوشتهء ابومحمد الحسن بن على بن الحسين بن شعبة الحرّانى صفحات : 177 - 174 . اى بسا از جمله زيباترين اين سخنان نغز اين فرمودهء امام ( ع ) باشد : « گروهى خداى را از روى رغبت پرستيدند ، بازرگانان است ؛ گروهى نيز خداى را از روى ترس پرستيدند ، اين پرستش بردگان و بندگان است و گروهى نيز خداى را از روى سپاس پرستيدند ، اين پرستش آزادگان است و بهترين پرستشهاست . »