همچنان نظارهگر باشد . او نمىتوانست شاهد سختترين ستمها باشد و حيف و ميل
بيتالمال مسلمانان و ريخته شدن اموال مسلمانان به جيب ياران و قدرت طلبان و اطرافيان سلطان باشد و گوش و چشم بسته بماند .
او تصميم گرفت قيام كند و وضع موجودى را كه جهان اسلام در دورهء حكمرانى يزيد بن معاويه پيدا كرده بود ، تغيير دهد .
آيا آن حضرت مىدانست كه مىتواند بر دولت اموى در اوج قدرت و توانمندى آن چيره گردد ؟ و آيا بر اين گمان بود كه مىتواند بر دولتى داراى ارتش و سلطه آنچنانى بر مردم و قدرت مسلط و جبروت قدرت ، فايق آيد ؟
آيا اين انگيزههاى خود امام بود كه برود و با قدرت سركشى كه داراى سلاح و مردان خويش است و ثروتمندان و جاه طلبان را در اختيار دارد به مبارزه برخيزد ؟ و آيا بر اين گمان بود كه پيروز خواهد شد حال آنكه شمشيرهاى مردم با طرف مقابل هرچند دلهايشان با وى بود ؟ يا قضا و قدر چنين بود كه خون پاك و شريف آن حضرت ، بسان نقطهء عطفى در تمامى تاريخ اسلام ، عمل كند و تأثير خود را بهجاى گذارد ؟
خون امام حسين [ ع ] هرگز بيهوده نرفت زيرا پس از كمتر از يك قرن از شهادت ايشان بود كه دولت اموى فروپاشيد و درس عبرتى شد كه همگان بدانند حق سرانجام و بر خلاف موانع و خارهاى راه ، پيروز است .
شايد نگاه به مواضع امام حسين [ ع ] از دريچهء نگاه به حوادثى كه در دنياى مردم اتفاق مىافتد نگاه چندان درستى نباشد زيرا مواضع امام حسين ( ع ) داراى بعدى ايمان - غيبى است . او وظيفه داشت كه ندا سر دهد حكومت بايد طبق آنچه اسلام مقرر كرده شورايى باشد و اسلام ديكتاتورى و حكومت فردى را ردّ مىكند ؛ اصلاح امور نياز قربانىهايى مىخواهد و اشكها و خونهايى جارى مىسازد ؛ نبايد اجازه داد تا باطل ، پرچم خود را در سرزمين خدا برافرازد و رفتارهاى مردم بنابر هواهاى نفس ايشان باشد و از آنچه در كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) آمده ، دور گردند .
امام حسين ( ع ) نسبت به اين سخن الهى در قرآن مجيد كاملا يقين داشت :
« وَ ما كانَ