ايشان سلب مىكند ، و ناگهان خود را در تاريكيهايى مىيابند كه هيچ چيز را نمىبينند ؛ و از همين روى است كه مؤمنان به دعا از خداى بزرگ مىخواهند كه نعمت هدايت را براى ايشان دايمى كند و مستقيم باقى بماند .
«
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ
- كسانى كه در معرض خشم ( خدا ) قرار گرفتهاند . » / 85 و چون به عمد از راه راست منحرف شدهاند ، خداوند نعمت هدايت را از ايشان سلب كرده و پيوسته منحرف باقى خواهند ماند .
مرحلهء سوم : رهايى از عوامل جبرى انحراف است كه انسان را نادانسته و بدون تصميم گرفتن خودش به راه كج مىكشاند ، همچون نادانى و غفلت و فراموشى ، كه اينها نيز از عوامل گمراهى است و بايد شخص از شرّ آنها نيز خلاص شود تا استقامت به حدّ كمال رسد .
و بسيارى از مردم ، به سبب نادانى ايشان نسبت به دين و خوشبختى و خيرى كه با آن همراه است ، انحراف حاصل مىكنند . مانند بيشتر نوجوانانى كه از ارزشهاى خدا دور شده و به چپ و راست رفتهاند ، و به خاطر دست يافتن به اصول و مبادى باطل اصول و مبادى راست و حقيقى را فدا كردهاند ؛ اينان نادانند ، بدان جهت كه اگر از دين درست آگاهى مىداشتند ، از فداكارى براى حفظ اصول و مبادى حقيقى و درست خوددارى نمىكردند ، و چنين است كه مؤمنان در اوضاع و احوال خاص به گناه كشيده مىشوند و هر چه زودتر توبه مىكنند ؛ رهبر اينان غفلت و فراموشى است . به همين جهت است كه مؤمنان راستين به وى از خدا مىخواهند كه آنان را به راه راست هدايت كند و از « گمراهان » قرارشان ندهد :
«
وَ لَا الضَّالِّينَ
- و نه گمراهان . » رهايى از گمراهى نادانسته تنها پس از رهايى از كجراهى و انحراف دانسته است ، چه نور خدا وارد قلب متكبّر معاند نمىشود كه تصميم بر كجراهى گرفته است ، و به همين جهت است كه قرآن نخست به خلاص شدن از خشم خدا فرمان مىدهد ، و سپس به رهايى از گمراهى .